مقایسه دو مدل فیزیکی بر پایه مویینگی - جذب سطحی برای تخمین هدایت هیدرولیکی غیراشباع در هر دو ناحیه رطوبتهای نزدیک به خشک و اشباع
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران
2 محقق در گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، دانشگاه تهران
3 گروه مهندسی آبیاری و آبادانی دانشگاه تهران
doi
چکیده
منابع نشان دادهاند که فرض حرکت مویین آب در مجموعهای از منافذ استوانهای شکل، منجر به کمبرآورد شدن هدایت هیدرولیکی غیراشباع خاک در پتانسیلهای پایین میگردد که نتیجه نادیده گرفتن نیروهای جذب سطحی و فیلم نازک مایع است. در این پژوهش عملکرد دو مدل فیزیکی تولر-اُر و لبیو-کانراد که نیروهای جذب سطحی و مویینگی را در نظر میگیرند و همچنین مدل مویینگی شناخته شده ونگنوختن-معلم در مدلسازی منحنی مشخصه آب-خاک و تخمین هدایت هیدرولیکی غیراشباع مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور از اندازهگیریهای آزمایشگاهی شش خاک جمع آوری شده از منابع که شامل طیف وسیعی از بافت و خصوصیات هیدرولیکی است، استفاده شد. نتایج، برتری مدلهای مویینگی-جذب سطحی در مدلسازی منحنی مشخصه آب-خاک و تخمین هدایت هیدرولیکی غیراشباع را نسبت به مدل مویینگی ونگنوختن-معلم نشان داد. از میان دو مدل فیزیکی بر پایه جذب سطحی و مویینگی، مدل لبیو-کانراد نتایج بهتری را نشان داد. نتایج نشان داد که مدل لبیو-کانراد هدایت هیدرولیکی غیراشباع را در ناحیه نزدیک به اشباع کمبرآورد میکند و بهترین عملکرد مدل تولر-اُر مربوط به خاکهای لومی بود. از آنجا که مدل تولر-اُر تحلیلیترین و جامعترین مدلی است که تاکنون برای مدلسازی هدایت هیدرولیکی غیراشباع توسعه داده شده است، پژوهشهای آتی باید معطوف به بهبود انعطافپذیری این مدل از طریق تعمیم آن به سایر توزیعهای اندازه منافذ بهجز توزیع گاما شامل توزیعهای لوگ-نرمال، گامای ناقص و ویبال گردد.