کندوکاو در نقش دولت و اهداف غیررسمی در برنامه‌ریزی شهری ایران

نویسندگان

1 استادیار دانشکدة علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتى

2 دانشجوى دکترى رشتة جغرافیا و برنامه ریزى شهرى، دانشکدة علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتى

3 دانشیار دانشکدة معمارى و شهرسازى، دانشگاه شهید بهشتى

doi
چکیده

این نوشتار، نگاهی انتقادی به فرایند سنتی برنامه‌ریزی شهری دارد و تلاش ما معطوف به ارتقای جایگاه برنامه‌ریزی شهری در ایران است. این مقاله با تاکید بر نقش نادیده گرفته شده ی عامل قدرت در فرایند سنتی برنامه‌ریزی شهری نشان می‌دهد که چگونه برنامه‌ریزی شهری متداول، تحت تاثیر این عامل، از فرایند مورد ‌انتظار حامیانشان منحرف می‌شود و قدرتمندان در آن دست بالا را در اختیار می‌گیرند. در این مطالعه، نقش قدرت، با توجه به اهداف مداخله‌ی دولت در فرایند برنامه‌ریزی شهری، از طریق ترکیب نظریه‌ی سنتی قدرت، نظریه فوکو و نظریه‌ی سه‌بعدی قدرت استیون لوکس، تشریح شده است. ازآنجاکه این دست از مطالعات نیاز به مفهوم‌سازی قدرت به منظور نشان‌دادن قدرت ساختاری و اقداماتِ دولتی در فرایند برنامه‌ریزی دارند، این مهم از طریق مصاحبه­ی عمیق با مدیران عامل پانزده شرکت بزرگ مهندسان مشاور شهرسازی دنبال شد که در ارتباط بلافصل با دولت (کارفرما) هستند. ما نشان داده‌ایم که چگونه این اهداف دولت، درنهایت منجر به تغییر مسیر فرایند برنامه‌ریزی شهری می‌شوند و دولت را در جایگاه عامل برتر قدرت و یک ذی‌نفع، مطرح می‌کند. همچنین این‌که چگونه دولت مسیر برنامه‌ریزی را مطابق با خواست خود تعیین می‌کند و شانه‌به‌شانه‌ی سایر رقبا در عرصه‌ی عمومی و در کنار سایر ذی‌نفعان عمومی و خصوصی به رقابت می‌پردازد و منافع عمومی در مفهوم گسترده و دربرگیرنده­اش مصالحه می کند و آن را به حاشیه می راند.