عوامل مؤثر بر انتخاب پیادهروی در سفرهای اختیاری، مطالعه ناهمگونی مسافت سفر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار، دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/tri.2021.253407.2821چکیده
پیادهروی از جمله شیوههای فعال حملونقل شهری است که در دهههای اخیر به دلیل افزایش استفاده از وسایل نقلیه موتوری و مالکیت خودروی شخصی در کشورهای درحالتوسعه، سهم کمی از شیوههای انتخابی سفر را به خود اختصاص داده است. شکافهای موجود در ادبیات همچون عدم توجه کافی به شیوههای سفر فعال در کشورهای درحالتوسعه، تمرکز بر رفتار سفر گروه خاصی از افراد (همچون دانشآموزان، سالمندان و غیره) و همچنین توجه کم به ناهمگونی موجود در رفتار سفر پیاده افراد با توجه به مسافت سفر و سن، نویسندگان را بر آن داشت تا بهمنظور شناسایی عوامل محیط مصنوع و فردی مؤثر بر انتخاب شیوه پیادهروی و همچنین بررسی ناهمگونی افراد به مسافت پیادهروی در سفرهای اختیاری، از دادهها و اطلاعات ماتریس مبدا-مقصد سفر ساکنین شهر قزوین به خصوص دادههای 4463 مشاهده مبدا-مقصد سفرهای پیاده اختیاری استفاده کنند. نتایج پرداخت مدل لوجیت دوتایی حاکی از ترجیحات متفاوت افراد با سنهای متفاوت نسبت به مسافت سفر در سفرهای اختیاری است. همچنین زنان تمایل بیشتری در انتخاب پیادهروی در سفر اختیاری دارند. افزایش بعد خانوار باعث افزایش و داشتن گواهینامه رانندگی موجب کاهش مطلوبیت انتخاب شیوه پیادهروی در سفرهای افراد میشود. همچنین از نتایج جالب این پژوهش میتوان به تمایل بیشتر افراد برای انتخاب شیوه پیادهروی با افزایش سن آنها اشاره کرد. همچنین واکاوی ناهمگونی افراد از منظر سن در مسافتهای گوناگون سفر بیانگر آن است افراد بین 24-15 سال در سفرهای اختیاری با مسافت 75/0-5/0 مایل، تمایل کمتری نسبت به دیگر گروههای سنی برای انجام سفر پیاده خواهند داشت. همچنین در انتخاب شیوه پیادهروی برای سفرهای با مسافت 1-75/0 مایل، افراد مسن نسبت به دیگر گروههای سنی تمایل بیشتری دارند. نتایج این پژوهش میتواند مورداستفاده تصمیم گیران حملونقل و مدیریت شهری بهمنظور شناسایی عوامل مؤثر بر انتخاب شیوه پیادهروی بهمنظور محقق کردن هرچه بیشتر شاخصهای حملونقل پایدار و شهر انسانمحور باشد.