بُرونشدِ فیثاغوری از یگانهانگاریِ مطلقِ پارمنیدس؛ یک تبیین ممکن
نویسندگان
1 دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.29252/kj.2021.213781.0چکیده
بُرونشدِ فیثاغوری از یگانهانگاریِ مطلقِ پارمنیدسی به یک جریانِ تأثیر و تأثّر میانِ دو نمایندهی برجسته و تأثیرگذارِ تفکر پیشسقراطی اشاره دارد. اگر تبیین موجودات بهعنوانِ کثرات را یکی از اهدافِ فکریِ مستتر در اندیشهی پیشسقراطیان بدانیم، نهتنها چنین تبیینی در اندیشهی پارمنیدس نخواهیم یافت، بلکه بنابر «بنیانی» که پارمنیدس به وضع و بسط آن میپردازد، هر تبیین کثرات ناممکن میگردد. بنابر شواهد تاریخی، حداقل بخشی از اندیشهها در جریانِ فکریِ فیثاغوریان را میتوان واکنشی به رویکردِ پارمنیدس به مسئلهی تبیین کثرات تلقی کرد. به این ترتیب، فیثاغوریان را میتوانیم نخستین نقادانِ اندیشهی پارمنیدسی تلقی کنیم که ایشان نیز، با وضع و توسعهی «بنیانی» خاص، میکوشند پاسخی مناسب به دشواریهایِ مطرح شده از سویِ پارمنیدس برایِ تبیین کثرات فراهم کنند. پژوهشِ پیشِرو میکوشد، با ارائهی تبیینی از این دو «بنیانِ» پارمنیدسی و فیثاغوری، به روشنسازیِ دقیقتر نسبتِ میان این دو اندیشه بپردازد.