بررسى مفهوم هاى خواست و نیاز انسان در روانشناسى و تأثیر آ نها بر معمارى

نویسندگان

1 استادیار دانشکدة هنر و معمارى دانشگاه شیراز/ دانشکدة معمارى، پردیس هنرهاى زیبا، دانشگاه تهران

doi
چکیده

کیفیت و حتى کمیت شکل گیرى یک فضا تنها زمانى به موجودیتى اصیل و پایدار مى رسد که، به انسان توجه شود. در این صورت معمارى، مکانى انسانى براى زیست مى شود و ماندگارى آن نیز تضمین مى گردد. در علوم مختلف تلاشهاى بسیارى در زمینة انسا نگرا کردن محیط شده که در معمارى از آن استفاده مى گردد. در این پژوهش بر بخشى از این علوم یعنى روان شناسى محیط به ویژه در بخش نیازهاى انسانى تمرکز شده است تا از طریق آن بتوان رابطه اى صحیح براى طراحى و ارزیابى محیط به معماران عرضه کرد و به کیفیتى همه جانبه از انسان و خواست و نیاز او در فضا رسید. سال هاى بسیارى است که معماران سعى دارند نیاز انسان در فضا را بشناسند و آن را در معمارى بروز دهند. به این منظور نظریة مازلو در حیطة روان شناسى، راهبر بسیارى از نظریه پردازان حوزة محیط و معمارى و شهرسازى در تلاش براى دستیابى به کیفیتى انسانى بوده است. گرچه تئورى مازلو بنیاد نظریه هاى نیازهاى انسانى است، اما روان شناسان در میان علوم امروز با نقد این نظریه و طرح نظریه هاى دیگر، به پیشبرد کیفیت تعریف نیازها همت گمارده اند. هدف در این پژوهش آن است که، با مرور ادبیات نیازها و خواست ها در حیطة روان شناسى، فهم دقیق تر عوامل انسانى شکل گیرى فضا ممکن شود. به این منظور به شناخت نیاز و خواست در علم روان شناسى پرداخته مى شود و سپس نتایج معمارانة مستخرج از این ادبیات ذکر مى گردد. یافت ههاى این پژوهش نشان م ىدهد که، نیازها و خواس تهاى انسان امورى تفکی کشده و مجزا نیستند و سیستمى یکپارچه در زندگى انسان بروز مى دهند. معمارى نیز زمانى به گون هاى کامل و جامع با انسان رابطه برقرار مى کند که، سلسله مراتبى از همة نیازهاى فیزیکى، روانى، روحى، و معنایى او در آن برآورده شود و میان معمارى و انسان رابط هاى وجودى برقرار شود و معمارى آینة تمام نماى انسان باشد