واژه و وجود: معناشناسی واژۀ نبی از رهگذرِ وجودشناسیِ عرفانیِ ابن‌عربی

نویسندگان

1 دانشگاه یاسوج

2 دانشگاه یاسوج

3 دانشگاه یاسوج

doi
10.29252/kj.2021.100815
چکیده

یکی از مسائل اختلافی میان عالمان سنت اسلامی در حوزۀ تفسیر قرآن، که از دیرباز تاکنون همواره محل نزاع بوده، اختلاف در ریشۀ واژۀ «نبی» است. برخی این واژه را برآمده از «نبأ» به معنای خبر می‌دانند و برخی از «نبو» به معنی بلندی و رفعت. ابن‌عربی هر دو ریشه را در مادۀ نبی پذیرفته است و طبق نظریۀ او «نبی مهموز» فرع و متولد از «نبی واوی» است. به‌عبارتی «نبأ» مشتق از «نبو» است. از شروط تحقق اشتقاق اکبر مناسبت معنایی است که ابن‌عربی در راستای دفاع از دیدگاه خود تبیینی ارائه نکرده است. با وجود این به باور نگارندگان بر اساس مبانی وجودشناسی ابن‌عربی می‌توان مناسبت معنایی میان دو ریشۀ واژۀ «نبی» یافت. «نبی واوی» اشاره به نبوت در معنای باطنی آن دارد که همان حقیقت محمدیه به‌مثابه صادر نخستین است، که دارای شریف‌ترین و عالی‌ترین شأن و رفعت در عالم آفرینش است. اما «نبی مهموز» بازگشت به جنبۀ ظاهری نبوت دارد که از آن تعبیر به نبوت تشریعی می‎‌شود که قوام آن به ابلاغ خبر است. بدین معنا «نبی مهموز» (نبی به معنای خبر) فرع بر «نبی واوی» (نبی به معنای رفعت) است که پس از شهود باطن نبوت از سوی نبی، او بار دیگر به سوی خلق باز می‌گردد و از اسمی که خود مظهر آن است خبر می‌دهد. از این‌رو از حیث وجودشناسانه اطلاق هر دو معنا بر واژۀ نبی توجیه‌پذیر و صادق است.