رویکردى انسانى به مسکن
نویسندگان
1 استادیار دانشکده معمارى و شهرسازى دانشگاه شهید بهشتى
2 --
3 استادیار دانشکده معمارى و شهرسازى دانشگاه هنر اسلامى تبریز
doi
چکیده
مسکن و محیط هاى مسکونى به عنوان انسانى ترین موضوع معمارى، تأمین کنندة نیازهاى متنوع انسان و زمینه ساز آرامش، سلامت، پرورش و خودشکوفایى انسان هاست؛ ولى از نظر صاحب نظران محیط هاى مسکونى از اواسط قرن نوزدهم به بعد در پاسخگویى به این نیازها توفیق چندانى نداشته اند. اگرچه از آن زمان اصلاح گرانى سعى کرده اند تا براى حل این نارسایى چاره اى بیندیشند با این وجود الگوهاى طراحى ارائه شده توسط آن ها نتوانسته است فرایندهاى مؤثر بر معانى متعدد از خانه را با نگرشى کامل و جامع تبیین کند. بنابراین تحقیق پیرامون ابعاد گستردة مفهوم خانه براى ارائة الگوهاى طراحى، ضرورى به نظر مى رسد. مقالة حاضر در نظر دارد تا با بازاندیشى رویکردهاى طراحى به مسکن و با بررسى محدودیت ها و توانمندى هاى آن ها به فرایندى پویا، که پاسخگوى نیازهاى انسانى و روش هاى متنوع زندگى باشد، دست یابد.براساس چنین هدفى این تحقیق از نوع بنیادى و بر ماهیت و روش تحقیق کیفى استوار است. تحقیق با چنین روشى به بازشناسى لایه هاى متعدد مفهوم خانه که بیانگر تنوع نیازهاى انسانى در لایه هاى اجتماعى- فرهنگى، زبان شناسانه، تاریخى، پدیدارشناختى، و روان شناختى است؛ مى پردازد و با دیدگاهى کل نگر تصاویر موجود از خانه را بررسى و در الگویى جامع جمع و ارائه کرده است. طراح با داشتن چنین دید جامعى از مفهوم خانه مى تواند فرایندهاى مؤثر بر مفهوم « خود- مکان » را که شامل تأثیرپذیرى از گذشته، حال و آینده مى شود ساکنان خانه را بازشناسد. چنین شناختى امکان تشخیص عوامل مؤثر و مرتبط با طراحى خانه براى یک فرد براساس نیازهاى همة دوره هاى زندگى آن شخص را فراهم مى کند.