پژوهشی درباب کنش و منش وزیران در قصه‌های عامیانۀ مکتوب ایرانی (مورد پژوهانه: داراب‌نامۀ طرسوسی، حمزه‌نامه، امیرارسلان نامدار)

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه،ایران

2 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

در این پژوهش که به صورت توصیفی ـ تحلیلی و مطالعۀ کتابخانه‌ای به شیوۀ اسنادی صورت گرفته است، پژوهشگران سه قصۀ داراب‌نامۀ طرسوسی، حمزه­نامه و امیر ارسلان نامدار را برگزیده‌اند. دلیل گزینش این قصه‌ها، علاوه بر ناموری آن­ها، میزان بسامد کارکرد وزیران در آن­ها بوده است. هدف از این پژوهش، بازنمایی سیمای وزیران در نقش یکی از مهم‌ترین کنشگران قصه­های عامه است تا بدانیم آنان در روند قصه چه رفتارهایی را انجام می­دهند و این کنش­ها تا چه میزان در روند قصه تأثیرگذار است. به­تبع این اهداف، پرسش­های پژوهش این است که چه دسته­بندی­ای از کنش­های وزیران در قصه­های عامیانۀ فارسی می­توان به دست داد و این نقش­ها برخاسته از چه مسئله یا مسائلی است. آیا بازتاب رخدادها تاریخی و اجتماعی است یا اینکه این نقش­ها به صورت ثابت و تیپیک در همۀ قصه­ها یکسان تصویر می­شود. نتایج پژوهش نشان داد که وزیران در دو طیف قرار می‌گیرند: یکی موبد ـ وزیر است و دیگری سپاهبد وزیر. از این منظر نقش وزیر نخستین مشاور فرهنگی، اجتماعی و قضایی است و دیگر وزیر مشاور نظامی (وزیر جنگ) است. بر اساس این دسته‌بندی، وزیر نخست (موبد ـ وزیر) کردارهایی همچون طالع­‌نگری، عقدِ ازدواج، سفارت، میانجی‌گری، خواب‌گزاری، رایزنی سیاسی، درمانگری و طلسم و طلسم‌گشایی را به انجام می‌رساند و دیگر وزیر بیشتر به صورت رایزن نظامی و در مواردی توطئه‌گری و خیانت خود را نشان می‌دهد. تفاوت وزیران قصۀ امیر ارسلان نامدار با وزیران دو قصۀ دیگر در این است که دسته‌بندی ذکر­شده در باب این وزیران به­کار نمی‌رود. در این قصه وزیر به صورت وزیر دست راست و وزیر دست چپ تصویر می‌شود که وزیر دست راست خوش­قلب، مصالحه‌گر، پاک­سرشت و البته، هواخواه قهرمان قصه است و دیگر وزیر، فردی بدسرشت، توطئه‌گر و ضد قهرمان است. دو قصۀ نخست داراب‌نامه و حمزه­نامه به­شدت بازتاب­دهندۀ رخدادهای تاریخی و اجتماعی دورۀ ساسانی است و قصۀ امیر ارسلان مربوط به دورۀ معاصر (دورۀ قاجار) است.