مدیریت مبتنی بر مشارکت مردمی در برنامه ریزی منطقه ای
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
مشارکت عمومی به مفهوم نقش داشتن عموم مردم در تصمیم گیری سیاسی است، به ویژه در آن دسته از سیاس تها که به طور مستقیم بر آنان اثر خواهد گذارد؛ از این رو، فرایند صاحب نقش کردن مردم، دارای معارض در گرایشهای مرکزگرا و مرکززدا در حکومت محلی است. تجربه نشان داده است که مردم می توانند در سطح های فراتر از محله و شهر خود نیز مشارکت مؤثری در تصمیم سازیها داشته باشند. این مقاله اولاً به بیان همه جانبۀ چیستی مشارکت وشرایط برپایی نظام تصمیم گیری مبتنی بر مشارکت، شامل مفهوم، طبقه بندی و چالش های مشارکت در منابع نظری مرتبط با کشورهای توسعه یافتۀ غربی می پردازد؛ ثانیاً، با تحلیل طبقه بندی های گوناگون مشارکت، نتیجه می گیرد که هرشکل از حکومت یا هرالگوی اقتصاد سیاسی دارای منظوری مشخص از مشارکت است و تنها از درجه ای از مشارکت که برآمده از آموزه های آن شکل و الگو است، حمایت می کند؛ ثالثاً، برای آشنایی با الگویی کامل از فرایند مشارکت مردمی، به خصوص در سطح منطقه ای، تجربۀ مدیریت مبتنی بر مشارکت در برنامه ریزی منطقه ای را در دانمارک در دهۀ 1970 ، که در دهه های بعد بررسی و نقد قرار شده است، معرفی میکند. این فرایند شامل مراحل برنامه ریزی و نقش مشارکت مردم در هر مرحله، روش های جلب مشارکت توسط شوراها، میزان مشارکت مردم، و اثر حضور مردم بر تصمیمات برنامۀ پیشنهادی است. مقاله به این نتیجه میرسد که: 1) مردم م یتوانند چه در برنامه های بلندمدت و چه در وسعت حوزۀ کلان شهری و منطقه ای در به وجود آمدن سناریوهای معقول و مقبول و در انتخاب گزینۀ بهینه تأثیر قاطع و قانع کننده ای دارا باشند؛ 2) اثر بخش بودن مشارکت عمومی بستگی دارد به توانایی و روشن اندیشی مدیران حکومتی و برنامه ریزان؛ 3) در صورت وجود زمان و اطلاعات کافی، سؤال های انتزاعی و پیچیده را نیز می توان به بحث گذاشت؛ 4) مشارکت می تواند نقش واسطه در ایجاد تماس های میان مسئولان دولتی داشته باشد، که معمولاً از یکدیگر دور هستند.