مطالعه کیفی پدیدارشناسانه زنان مطلقه 18 تا 45 ساله شهر مشهد (مصاحبه با رویکرد داده بنیاد)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال،تهران، ایران
2 استادیار جامعهشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال،تهران، ایران (نویسنده مسئول)
3 دانشیار جامعهشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال،تهران، ایران
doi
10.22038/mjms.2022.22652چکیده
مقدمه: این تحقیق به مطالعه کیفی پدیدارشناسانه زنان مطلقه 18 تا 45 ساله شهر مشهد می پردازد.روش کار: پژوهش با رویکرد کیفی، روش گراندد تئوری و استفاده از مدل پارادایمی انجام شده و تحلیل دادهها، به روش کدگذاری مبنایی اشتراوس و کوربین صورت پذیرفته است. تکنیک گردآوری دادهها، مصاحبهی عمیق نیمه ساخت یافته و به صورت فردی انجام شده است. مدت جلسات هر مصاحبه بین 1-2 ساعت بود. تعداد مصاحبهها 12، تعداد مفاهیم شکل گرفته70 و تعداد مقولههای ایجاد شده، 7 مورد است. برای انتخاب افراد مصاحبهشونده از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شده است.نتایج: نتایج نشان میدهد که اسارت و نفرت در زنان، پیامد مغایرت میان واقعیت و فانتزیهای عاشقانهای است که زنان پس از ازدواج، با آن مواجه شدهاند. زمینههای به وجود آورندهی چنین وضعیتی در این پژوهش، سیطرهی تعصبات خانوادگی است. شرایط مداخلهگر شامل ظهور مرد عاشقپیشه است. در عرصهی رابطهی عاشقانه (کنش-کنش متقابل): صمیمیت (یکی شدن) و دلدادگی (یک روح در دو کالبد) شناسایی شدهاند و پیامد این رابطهی عاشقانه و ازدواج مبتنی بر آن، حس اسارت و بردگی، شرمساری و بدفرجامی و در نهایت، تنفر است که منجر به طلاق میگردد.نتیجه گیری محقق، آموزش دختران در آستانهی ازدواج، در خصوص روابط عاطفی(عشق)، از طریق کانالهای مختلفی همچون(رسانههای جمعی و اجتماعی، مدارس، فرهنگسراها) به عنوان راهکارهای پیشگیرانه از طلاق، پیشنهاد داده است.