بازدارندههای پذیرش هوش مصنوعی در خدمات بانکی (مطالعه موردی کشور ایران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت کارآفرینی دانشگاه رازی و مدرس مدعو دانشگاه ملی مهارت کرمانشاه
2 اقتصاد نظری، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، محقق و پژوهشگر بانک ملت، تهران، ایران.
doi
10.22104/jtdm.2024.6977.3334چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی بازدارندهها و موانع پذیرش هوش مصنوعی در خدمات بانکی با استفاده از مدل TOE انجام شده است. رویکرد حاکم بر پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بوده که در بخش کیفی از روش تحلیل تم و مضمون و در بخش کمی نیز از روش پیمایشی بهره گرفته شد. نمونه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل 16 مصاحبه است. در بخش کمی پژوهش نیز، جامعه آماری به تعداد 100 نفر بود که با استفاده از جدول کجرسی و مورگان تعداد 80 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. بخش کیفی؛ بهمنظور رعایت اعتبار پژوهش از معیار حساسیت پژوهشگران، انتخاب مشارکتکنندگان مناسب، درگیری طولانیمدت با موضوع و تأیید مشارکتکنندگان و پایایی نیز از کدگذاری مجدد و بررسی همکار استفاده گردید و مورد تأیید قرار گرفت. در بخش کمی روایی محتوایی پرسشنامه محقق ساخته توسط اساتید گروه مدیریت دانشگاه رازی و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ 73 درصد تأیید شد. نتایج تحلیل محتوای استقرایی، طی سه رویه کُدگذاری باز، کدگذاری ثانویه (یافتن مفاهیم) و مقولهها،به شناسایی 52 کد اولیه در قالب 3 کد مفهومی(بازدارندههای فناوری، سازمانی نهادی و محیطی) منتج شد که بر اساس نتایج آزمون، بازدارنده محیطی دارای بالاترین اولویت و بازدارنده نهادی سازمانی نیز پایینترین اولویت را کسب نمود