بررسی اثر همسانی و مکمل بودن پایههای دانشی بنگاههای اقتصادی بر قوّت اتحاد استراتژیک میان آنها: مطالعه موردی صنعت بیوتکنولوژی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف
2 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف
3 استادیار دانشگاه شیفیلد
doi
10.22104/jtdm.2024.6831.3298چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثر «قرابت پایههای دانشی» بر «قوّت اتحاد استراتژیک» میان شرکتها است. اتحادهای استراتژیک یکی از اصلی ترین انواع همکاری شرکتها است. در صنایع تکنولوژی-محور که تحولات سریع و عدم قطعیت بالا است، شرکتهای کمی وجود دارند که ترجیح دهند برای دستیابی به اهداف نوآوری، منحصرا بر دانش و توانایی های فنی خود تکیه کنند. در تحقیقات گذشته، ارتباط قرابت دانشی شرکتها و تصمیم آن ها برای ورود به یک اتحاد استراتژیک بررسی شده اما نتایجی مختلف –گاهی متضاد به دست آمده است. این اختلاف نظر ممکن است ریشه در نحوه اندازه گیری متغیرها داشته باشد. در این تحقیق ارزیابی قرابت دانشی بر اساس دو مفهوم «شباهت پایه های دانشی» و «مکمل بودن پایه های دانشی» صورت گرفته و از «قوّت اتحاد استراتژیک» به عنوان معیاری که معرّف کیفیت شکل گیری اتحاد استراتژیک است، استفاده شده است. 121 همکاری از صنعت بیوتکنولوژی در سال های 2005 تا 2010 مطالعه شده است. نتایج تحلیل آماری حاصل از رگرسیون نشان میدهد که رابطه مثبت و معنی داری میان مکمل بودن پایه های دانشی و قوّت همکاری در اتحاد وجود دارد؛ در حالی که رابطه میان شباهت پایه های دانشی و قوّت همکاری در اتحاد پشتیبانی نمی شود.