ارایه یک مدل تصمیم‌گیری داده محور به‌منظور انتخاب تامین‌‌کنندگان مدیریت زنجیره‌تامین لارج با تاکید بر بعد فرهنگی

نویسندگان

1 گروه صنایع، دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علوم و فنون مازندران، بابل، ایران.

2 گروه مدیریت صنعتی، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

3 گروه مدیریت صنعتی، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

doi
10.48313/jqem.2025.532486.1563
چکیده

هدف: در فضای رقابتی کنونی، انتخاب تامین‌کنندگان مناسب نقشی کلیدی در ارتقای کارایی و پایداری زنجیره‌تامین دارد. مدل زنجیره‌تامین لارج به‌عنوان رویکردی جامع، ابعاد مختلفی را در مدیریت تامین‌کنندگان دربر می‌گیرد. با این‌حال، بعد فرهنگی با وجود نقش موثر در موفقیت تعاملات و انتخاب تامین‌کنندگان، کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف ارزیابی تامین‌کنندگان در چارچوب مدل لارج و با در‌نظر گرفتن بعد فرهنگی، به دنبال ارتقای عملکرد زنجیره‌تامین و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش به توسعه یک مدل تصمیم‌گیری داده‌محور و آینده‌نگر برای ارزیابی و انتخاب تامین‌کنندگان می‌پردازد. در ابتدا، با مرور ادبیات و نظرسنجی از خبرگان، معیارهای کلیدی شناسایی و با روش بهترین-بدترین فازی وزن‌دهی شدند. سپس، با تحلیل پوششی داده‌های فازی، کارایی تامین‌کنندگان ارزیابی و رتبه‌بندی شد. در ادامه، الگوریتم جنگل تصادفی برای پیش‌بینی عملکرد آتی تامین‌کنندگان به‌کار گرفته شد و نتایج دقیقی ارایه کرد.یافته‌ها: نتایج مرحله اول نشان داد که زیرمعیارهایی نظیر کاهش گازهای گلخانه‌ای، مدیریت ریسک، کیفیت و سرعت تحویل از اهمیت بالایی در ارزیابی تامین‌کنندگان برخوردارند. در مرحله دوم، کارایی تامین­کنندگان در α- کات‌های مختلف ارزیابی گردید و در سه گروه با کارایی بالا، متوسط و پایین طبقه‌بندی شدند. مدل جنگل تصادفی نیز توانست عملکرد تامین‌کنندگان را با دقت بالا پیش‌بینی کند. همچنین، نتایج آزمون t جفتی نشان داد که در نظر گرفتن بعد فرهنگی، به‌طور معناداری موجب بهبود فرآیند انتخاب تامین‌کنندگان می‌شود.اصالت/ارزش‌افزوده علمی: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مدل ارایه‌شده با شناسایی عوامل کلیدی عملکرد، ارزیابی آینده‌نگر و بهره‌گیری از تحلیل‌های دقیق، می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌های استراتژیک در انتخاب و مدیریت تامین‌کنندگان کمک کند. این مدل نه‌تنها موجب کاهش ریسک و هزینه‌ها می‌شود، بلکه به‌عنوان الگویی کاربردی برای بهبود عملکرد زنجیره‌تامین در صنایع مشابه نیز قابل استفاده است.