ارزیابی پیشبینی دو مدل هدایت هیدرولیکی غیراشباع با در نظرگیری عدم قطعیت پارامترها
نویسندگان
1 گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 استادیار گروه عمران، دانشگاه بویزی، ایالت ایداهو، آمریکا
3 گروه علوم مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد
4 استاد دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست و استاد مدعو گروه علوم و مهندسی آب دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
چکیده
هدایت هیدرولیکی غیر اشباع در محیط متخلخل متناسب با مقدار حجمی آب است. بهدست آوردن منحنی هدایت هیدرولیکی غیراشباع برای مدلسازی حرکت آب در خاک الزامی است. تئوریها و مدلهای متعددی به منظور برآورد هدایت هیدرولیکی غیر اشباع پیشنهاد شده است. اما روشهای پیشنهاد شده، با وجود بهتر کردن برآورد مدل، نقطه ضعفهایی نیز دارند. تحلیل مسیر بحرانی از نظریه نفوذ، با سادهسازی مدل هندسه پیچیده محیط متخلخل، سعی در بهبود پیشبینی هدایت هیدرولیکی غیراشباع دارد. همچنین، مدل پیترز- دورنر- ایدن نشان داده است که قابلیت بالایی در پیشبینی هدایت هیدرولیکی غیر اشباع دارد. در این پژوهش، هر دو مدل تئوری نفوذ و مدل پیترز- دورنر- ایدن ارزیابی میشوند و همچنین با استفاده از روش مونت کارلو زنجیره مارکوف به بررسی عدم قطعیت موجود در پارامترهای شبیهسازی پرداخته میشود. در این تحقیق، از الگوریتم هیبرید تکاملی مونت کارلو – زنجیره مارکوف استفاده شده که شامل روشهای متروپولیس تطبیق پذیر، تکامل- تفاضلی و به روز رسانی اسنوکر می باشد که بررسی فضای پارامتری را به حداقل تعداد تکرار میرساند. نتایج سنجش خطا نشان داد که پیشبینیهای هدایت هیدرولیکی مدل تئوری نفوذ دقیقتر میباشد و در تمامی موارد به جز یک خاک معیار نش – ساتکلیف بالاتر از 0.9 بود. همچنین، تعداد پارامترهای مورد نیاز مدل پیترز- دورنر- ایدن بیشتر از مدل تئوری نفوذ میباشد که منجر به افزایش عدم قطعیت پارامتریک میشود. اعمال چند قید، و ثابت فرض نمودن تعدادی از پارامترهای مورد نیاز مدل پیترز-دورنر- ایدن، سبب میشود که این روش در تمامی بافتهای خاک جواب مناسبی نداشته باشد. مقایسه سرعت همگرایی این دو مدل نشان داد که پارامترهای مدل مدل پیترز-دورنر- ایدن در تمامی موارد تقریباً با 300 تکرار به همگرایی میرسند و این در حالی است که مدل تئوری نفوذ تغریبا به 2000 تکرار برای رسیدن به همگرایی احتیاج دارد. نتایج، بیانگر این موضوع است که مدل تئوری نفوذ با تعداد پارامترهای مورد نیاز کمتر، قادر است تخمینهای دقیقتر و مطمئنتری از هدایت هیدرولیکی غیر اشباع و نگهداشت آب داشته باشد.