اثر واسطهای بنیانهای اخلاقی بر رابطه بین ساختار قدرت و رضایت زناشویی در شهر تهران
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
چکیده
رضایت زناشویی عاملی اساسی در پایداری خانواده به عنوان یکی از ارکان اصلی جامعه بوده و عوامل مختلف شناختی و رفتاری بر روی آن اثرگذار است. در این راستا هدف پژوهش حاضر مدل-یابی روابط ساختاری میان ساختار قدرت، بنیانهای اخلاقی و رضایت زناشویی در زنان متاهل ساکن شهر تهران بود. جامعه آماری این پژوهش را زنان متاهل شهر تهران تشکیل دادند. باتوجه به حجم جامعه بالای یکصد هزارنفری، براساس رابطه کوکران و مورگان، 393 نمونه وارد پژوهش شدند که تعداد حداقلی 384 نمونه را ارضا مینماید.نمونهها به صورت خوشهای-تصادفی انتخاب شد و از هر منطقه شهر تهران به عنوان یک خوشه، اقدام به نمونهگیری گردید. سپس سه پرسشنامه ساختار قدرت در خانواده، پرسشنامه رضایت زناشویی و پرسشنامه بنیانهای اخلاقی میان نمونهها توزیع گردید. دادهها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری در نرمافزار SPSS28 و AMOS24 آنالیز شد. نتایج بدست آمده نشان داد که همبستگی مثبت و معنیداری با شدت 0.48میان رضایت زناشویی و بنیانهای اخلاقی وجود داشته است همچنین بنیانهای اخلاقی و نیز رضایت زناشویی همبستگی منفی و معنیداری با شدت 0.28- و 0.25- با ساختار قدرت داشتند. مدل معادلات ساختاری نیز این نتایج را تایید نمود. برای با استفاده از مدل بوتاسترپینگ اثر غیرمستقیم ساختار قدرت بر رضایت زناشویی با میانجیگری بنیانهای اخلاقی بررسی و مورد تایید قرار گرفت (p<0.05). براساس یافتهها مشاهده شد که بنیانهای اخلاقی بر رابطه بین ساختار قدرت و رضایت زناشویی داشته و باید زوجین در این راستا آموزشهای لازم را ببینند تا بنیان خانواده تحکیم بیشتری یابد.