آگاهی تهدید محور از هوش مصنوعی و کناره گیری شغلی معلمان: نقش میانجی نشخوار فکری و خستگی عاطفی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشجوی دکتری مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 استاد گروه مدیریت دانشکده علوم ادری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.47176/SMOK.2026.1970چکیده
هدف: بررسی تأثیر آگاهی تهدیدمحور از هوش مصنوعی بر انصراف شغلی معلمان مدارس ابتدایی غیردولتی و نقش میانجی نشخوار فکری منفی و خستگی عاطفی در چارچوب نظریه حفاظت از منابع تحلیل شده تا سازوکارهای روانشناختی مؤثر بر فرسایش و کنارهگیری دانشی معلمان شناسایی شود.روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفیـ همبستگی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی غیردولتی شهر مشهد بود. دادهها با پرسشنامههای استاندارد آگاهی از هوش مصنوعی، نشخوار فکری منفی، خستگی عاطفی و انصراف شغلی گردآوری شد. روایی و پایایی ابزارها با تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرونباخ تأیید و تحلیل دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد.یافتهها: آگاهی تهدیدمحور از هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری بر انصراف شغلی دارد و موجب افزایش احساس ناامنی و اضطراب شغلی میشود. همچنین نشخوار فکری منفی و خستگی عاطفی هر دو میانجی معنادار این رابطه بودند. اثر غیرمستقیم آگاهی از هوش مصنوعی بر انصراف شغلی از مسیر نشخوار فکری منفی، قویتر از مسیر خستگی عاطفی بود. این فرایندها میتوانند ظرفیت یادگیری و حفظ دانش سازمانی در مدارس را تضعیف کنند.بحث: آگاهی از هوش مصنوعی بهعنوان یک استرسزای شغلی، تهدیدی برای منابع روانی معلمان تلقی شده و منجر به فعالسازی واکنشهای شناختی و هیجانی میشود. این فرایندها با تحلیل منابع روانی، زمینه را برای بروز رفتارهای کنارهگیرانه فراهم میکنند. نتایج با مطالعات پیشین همسو بوده و به درک تهدید فناورانه میتواند به کاهش انگیزش، افزایش اضطراب و در نهایت فاصلهگیری از کار منجر شود.نتیجهگیری: آگاهی از هوش مصنوعی میتواند فرصتهایی برای رشد حرفهای ایجاد کند، اما در صورت نبود حمایت روانی، سازمانی و آموزشی، ممکن است به تهدیدی برای ثبات شغلی و پایداری دانش معلمان تبدیل شود. مدیران آموزشی با توسعه برنامههای آگاهیبخش، تقویت سواد فناورانه، مداخلات تابآوری و راهبردهای حفظ دانش، از تحلیل منابع روانی و دانشی معلمان جلوگیری کنند.