شناسایی و تحلیل راهبردهای حکمرانی دانش بنیان در پارک های علم و فناوری با رویکرد فرا ترکیب
نویسندگان
1 استاد مدیریت، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 استاد مدیریت، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 دانشجوی دکتری، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
4 دانشجوی دکتری، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.47176/SMOK.2026.1974چکیده
هدف: این مطالعه به بررسی چگونگی تعامل لایههای نهادی، سازمانی، دیجیتال و بینالمللی حکمرانی دانشبنیان میپردازد و نشان میدهد چگونه این راهبردها میتوانند جریان هوشمند دانش را میان دانشگاه، صنعت و دولت تسهیل کرده و ظرفیت نوآوری و همکاری میان ذینفعان را ارتقا دهند.روش پژوهش: این مطالعه بر اساس پارادایم تفسیرگرایی و با رویکرد کیفی و از روش فراترکیب برای یکپارچهسازی یافتههای مطالعات پیشین بهره گرفت. با استفاده از مدل هفتمرحلهای شامل تعیین پرسش تحقیق، مرور ادبیات، انتخاب منابع، استخراج دادهها، تحلیل و ترکیب یافتهها، کنترل کیفیت و ارائه نتایج بود.یافتهها: تحلیل فراترکیب، نه بعد راهبردی کلیدی حکمرانی دانشبنیان را شناسایی کرد: شفافیت و پاسخگویی، ظرفیتسازی و توانمندسازی، نوآوری و شبکهسازی، دیجیتالیسازی و حکمرانی هوشمند، سیاستگذاری هوشمند، توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی، دیپلماسی علمی و همکاری بینالمللی، تابآوری و آیندهنگری، و همگرایی اکوسیستمها. این راهبردها جریان دانش، یادگیری سازمانی، همآفرینی و نوآوری مشارکتی را تقویت میکنند و با ارتقای شفافیت، پاسخگویی و اعتماد نهادی، امکان تحقق اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی پارکها را فراهم میسازند.بحث: حکمرانی مبتنی بر دانش در پارکهای علم و فناوری ذاتاً چندبعدی، پویا و عمیقاً در اکوسیستمهای نوآوری پیچیده ریشه دارد. شناسایی نه بُعد استراتژیک مرتبط نشان میدهد که حکمرانی مؤثر فراتر از رویکردهای سنتی اداری یا سلسله مراتبی است و نیازمند چارچوبی یکپارچه است که شفافیت نهادی، ظرفیتسازی سازمانی، تحول دیجیتال و نوآوری مشارکتی را ترکیب کند. این نتایج با مطالعات قبلی که بر تغییر از مدلهای حکمرانی خطی به سمت سیستمهای شبکهای، مشارکتی و دانشمحور تأکید دارند، سازگار است.نتیجهگیری: حکمرانی دانشبنیان زمانی تحقق مییابد که پارکهای علم و فناوری از الگوی سنتی مدیریتی به سمت مدیریت شبکهای، یادگیرنده و دادهمحور حرکت کنند. زیرساختهای دیجیتال، سامانههای داده باز، توانمندسازی منابع انسانی و شبکهسازی جهانی، ابزاری حیاتی برای بهبود تصمیمگیری، اشتراک دانش و نوآوری پایدار هستند.