تبیین ابعاد مدیریت دانش در آموزش عالی با بهرهگیری از نظریه کنشگر شبکه برونو لاتور
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، ایران
doi
10.47176/SMOK.2026.1975چکیده
هدف: تبیین دلالتهای نظریه کنشگر ـ شبکه برونو لاتور برای بازاندیشی در مدیریت دانش آموزش عالی و نشاندادن این است که چگونه ترکیب همزمان عاملان انسانی و غیرانسانی میتواند تصویری واقعبینانهتر و پویاتر از جریانهای دانشی ارائه دهد.روش پژوهش: باتوجهبه هدف پژوهش، روش مناسب انجام مطالعه، «جستار نظرورزانه» است. این روش کیفی و غیر سنتی، با تکیه بر تحلیل عمیق، تلفیق نظریهها، نقد رویکردهای موجود و ارائه چارچوبهای نوآورانه، امکان رسیدن به درک جامع از موضوع را فراهم میکند. در این پژوهش، دادهها از طریق مطالعه متون علمی، مقالات پژوهشی و منابع نظری مرتبط گردآوری و با رویکردی تأملی و واکاوی آگاهانه تحلیل شدهاند.یافتهها: در آموزش عالی، مدیریت دانش حاصل تعامل شبکهای کنشگران انسانی و غیرانسانی است. خلق، بهکارگیری، انتقال و نگهداری دانش بر همافزایی این کنشگران و نقشآفرینی همزمان عوامل فناورانه و انسانی استوار است. فرایند «ترجمه» نشان میدهد که کنشگران با بازتعریف علائق و نقشها، دانش و واقعیت را دگرگون میکنند؛ برخی بهعنوان واسطه، محتوا را تغییر میدهند و برخی تنها بهعنوان وسیله صرف، آن را منتقل میسازند. همچنین پایداری شبکهها در نهایت به «جعبه سیاه» شدن ساختارها و فرایندهایی میانجامد که جزئیاتشان از دید کنشگران پنهان میماند.بحث: دانش نه داراییای انسانمحور و ثابت، بلکه محصولی پویا از شبکههای ناهمگون کنشگران انسانی و غیرانسانی است. این دیدگاه چالشی جدی برای سنتهای انسانگرایانهای ایجاد میکند که فناوری و اشیا را ابزارهای منفعل میپندارند؛ درحالیکه نظریه کنشگر-شبکه نشان میدهد سیستمهای دیجیتال، اسناد، رویهها و حتی فضاهای دانشگاهی همسازان فعال واقعیتهای دانشیاند.نتیجهگیری: از منظر کاربردی، اگر مدیریت دانش محصول شبکهسازی پویا باشد، اتکای صرف بر «تقویت ظرفیت انسانی» یا «ارتقای فناوری» کافی نیست؛ بلکه باید شبکههایی انعطافپذیر طراحی شوند که امکان گشودن جعبههای سیاه و جلوگیری از تثبیت بیبازخورد فرایندها را فراهم کنند. در نهایت، دانشگاهها باید فضاهایی ایجاد کنند که نه تنها تولید دانش، بلکه بازبینی مداوم سازوکارهای تولید دانش را نیز امکانپذیر سازد.