تبیین مفهوم پیوستگی درون ماندگار ساختمان و شهر؛ بسوی یک معماری نا_نهاد

نویسندگان

1 استادیار گروه معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 عضو هیئت علمی، مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، تهران، ایران.

doi
چکیده

اهداف: امروزه گسترش شهرنشینی، با کم­رنگ شدن و یا ازبین رفتن فعالیت­های انسانی در فضای بین ساختمان­ها همراه است. هدف این پژوهش، شناخت ابعاد پیوستگی ساختمان و شهر و چگونگی تسخیر آن توسط شبکه معنا و نهایتا یافتن راه رهایی و مقاومت در برابر این شبکه در قالب پیوستگی درون­ماندگار می­باشد. روش: روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی است، به­گونه­ای که در سطح پارادایم، دارای نگرش رهایی­بخشی است. در سطح راهبرد با تحلیل گفتمان انجام و با بکارگیری تدابیر گردآوری داده، کدگذاری، تحلیل، نمایش، تبیین و زدودن پیاده­سازی می­گردد. یافته‌ها: یافته ­های پژوهش، حاکی از آن است که عوامل پیوستگی ساختمان و شهر ازطریق شبکه­ای پنهان و در قالب سه مقیاس کلان، واسط و خرد با یکدیگر در ارتباط­اند. بدین ترتیب که مقیاس کلان عوامل معنایی، مقیاس واسط عوامل اجتماعی و مقیاس خرد عوامل کالبدی و کارکردی-رفتاری را شامل می­شود. از این­رو نهادهای اجتماعی به عنوان مقیاس واسط، دارای فرم و فعالیت مشخصی هستند، به­صورتی که پس از شکل­گیری، ارتباط خود با بعد بی­کران را ازدست داده و در قالب نهاد رسمی و درون شبکه معنا به حیات خود ادامه می­دهند، که نهایتا منجر به افزایش کنترل و قدرت، توسعه مالکیت خصوصی و گسست بیشتر ساختمان و شهر می­گردد. نتیجه­ گیری: در نتیجه و به منظور پیوستگی درون­ماندگار ساختمان و شهر می­بایست، نهاد رسمی برای دستیابی مجدد به عرصه بی­کرانی و تعریف مجدد نهاد اجتماعی غیرفعال گردد و از هر آن­چه شبکه معنا بر مفهوم نهاد مترتب نموده زدوده شود. این امر توسط حضور نا-نهادها در فضای بین ساختمان­­ها محقق می­گردد.