بررسی روند پژوهشی تاثیر اشتراک دانش بر قابلیتهای سازمانی و عملکرد سازمانی با رویکرد کتابسنجی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتریمدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.47176/SMOK.2025.1957چکیده
هدف: در عصر اقتصاد دانشمحور، اشتراکگذاری دانش به عنوان یکی از عوامل کلیدی شکلدهنده قابلیتهای سازمانی و ارتقای عملکرد سازمانی شناخته میشود، که پیشرفت فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، نقش آن را در ایجاد مزیت رقابتی پایدار برجسته کرده است. هدف این پژوهش، بررسی روند مطالعات علمی در زمینه تأثیر اشتراکگذاری دانش بر قابلیتهای سازمانی و عملکرد سازمانی طی ۲۵ سال گذشته با استفاده از روش کتابسنجی است تا نقشه مفهومی از تکامل این حوزه ارائه دهد و شکافهای تحقیقاتی را شناسایی کند.روش پژوهش: این تحقیق از نوع کمی با رویکرد کتابسنجی و تمرکز بر فراداده مقالات پژوهشی، کلمات کلیدی و ارجاعات است. جامعه پژوهش شامل تمام مقالات مرتبط در پایگاه علمی Scopus است که یکی از معتبرترین منابع بینالمللی با بیش از ۸۰ میلیون مقاله و ۱۶ میلیون نویسنده محسوب میشود. نمونه پژوهش شامل ۱۷۱۹ مقاله و روش نمونهگیری مبتنی بر جستجوی هدفمند کلمات کلیدی در محدوده زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ بود. ابزار جمعآوری داده، فایلهای خروجی از این پایگاه شامل فرادادههایی نظیر سال انتشار، نویسندگان، چکیده، کلمات کلیدی، ارجاعات و DOI است. روایی تحقیق با انتخاب پایگاه معتبر Scopus و پایایی آن با تکرارپذیری روش جستجو و تحلیل تضمین گردید. تجزیه و تحلیل دادهها شامل تحلیل آماری توصیفی (روند انتشار، برترین کشورها و نویسندگان) با نرمافزار Excel و تحلیلهای شبکهای مانند همرخدادی کلمات کلیدی، همتألیفی و استناد به منابع با نرمافزار VOSviewer بوده، که روند تغییرات موضوعی در طول زمان را نیز با آن ترکیب شده است.یافتهها: یافتهها نشان میدهد که تعداد مقالات از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ روند صعودی داشته و در سالهای اخیر (پس از ۲۰۲۰) به بیش از ۲۰۰ مقاله در سال رسیده است. تحلیل آماری توصیفی در Excel حاکی از آن است که ایالات متحده و چین با بیش از ۴۰ درصد مقالات، برترین کشورها هستند و نویسندگانی مانند Nonaka با بیش از ۵۰ ارجاع، تأثیرگذارترین هستند. در تحلیل VOSviewer، شبکه همرخدادی کلمات کلیدی با بیش از ۵۰۰ کلمه کلیدی اصلی، خوشههایی مانند «هوش مصنوعی» (با درجه ارتباط ۱۵۰)، «فرهنگ سازمانی» (با درجه ارتباط ۱۲۰) و «نوآوری» (با درجه ارتباط ۱۸۰) را نشان داد که در دوره مورد بررسی بیش از ۶۰ درصد رخدادها را تشکیل میدهند. روند تغییرات موضوعی نیز افزایش ۳۵ درصدی تمرکز بر ترکیب اشتراک دانش با فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی را در دهه اخیر تأیید کرد.نتیجهگیری: نتیجهگیری پژوهش این است که ادغام اشتراک دانش با هوش مصنوعی، به عنوان محرک کلیدی، عملکرد سازمانی را از طریق تقویت نوآوری و قابلیتهای دوسوگرا بهبود میبخشد و کیفیت دانش و فرهنگ سازمانی نقش تقویتکننده دارند.اصالت/ارزش: اصالت این پژوهش در ارائه نخستین تحلیل کتابسنجی جامع روند ۲۵ ساله این حوزه با تمرکز بر ادغام هوش مصنوعی است که شواهد نوینی از گذر مرزهای روششناسی سنتی (ترکیب تحلیل کمی و شبکهای) و بینرشتهای (مدیریت دانش و فناوری اطلاعات) ارائه میدهد و ایده تازهای برای سیاستگذاری سازمانی در اقتصاد دیجیتال پیشنهاد میکند.