بررسی تاثیر هویت دانشی سازمان بر انعطاف پذیری استراتژیک:نقش میانجی هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش

نویسندگان

1 استاد گروه مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 استادیار کروه مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

doi
10.47176/SMOK.2025.1947
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هویت دانشی سازمان بر انعطاف‌پذیری استراتژیک در شرکت‌های دانش‌بنیان استان ایلام انجام شده است. همچنین، نقش میانجی هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش در این رابطه مورد آزمون قرار گرفته است تا مکانیسم‌های واسطه‌ای تأثیرگذار شناسایی شوند.روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی و از نوع پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در استان ایلام بوده و نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار ویژوال پی ال اس تحلیل شدند. تعداد نهایی پاسخ‌دهندگان 200 نفر بود که از اعتبار و پایایی بالای ابزار اندازه‌گیری اطمینان حاصل شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که هویت دانشی سازمان به‌طور مثبت و معناداری بر هوشمندی دانشی (β = 0.896, t ˃ 1.96)، بر توانمندسازی دیجیتال دانش (β = 0.845, t ˃ 1.96) و بر انعطاف‌پذیری استراتژیک (β = 0.481, t ˃ 1.96) تأثیرگذار است. همچنین، هوشمندی دانشی (β = 0.859, t ˃ 1.96) و توانمندسازی دیجیتال دانش (β = 0.872, t ˃ 1.96) به‌طور معناداری بر انعطاف‌پذیری استراتژیک تأثیر می‌گذارند. آزمون نقش میانجی نشان داد که هر دو متغیر هوشمندی دانشی و توانمندسازی دیجیتال دانش به‌صورت مجزا و معنادار، نقش واسطه‌ای را در رابطه بین هویت دانشی سازمان و انعطاف‌پذیری استراتژیک ایفا می‌کنند .نتایج: یافته‌ها حاکی از آن است که هویت دانشی سازمان نه تنها به‌طور مستقیم، بلکه از طریق ایجاد ظرفیت‌های هوشمند و دیجیتال در مدیریت دانش، به افزایش انعطاف‌پذیری استراتژیک منجر می‌شود. این امر بیانگر اهمیت تلفیق عوامل فرهنگی (هویت دانشی) و فناورانه (توانمندسازی دیجیتال) در سازمان‌های دانش‌محور است.اصالت و ارزش: این پژوهش با ترکیب مفاهیم هویت دانشی، هوشمندی دانشی، توانمندسازی دیجیتال دانش و انعطاف‌پذیری استراتژیک در یک چارچوب نظری یکپارچه، به ادبیات مدیریت دانش و استراتژی سازمانی غنی‌تری می‌افزاید. همچنین، انجام این مطالعه در شرکت‌های دانش‌بنیان یک استان محروم و کمتر توسعه‌یافته مانند ایلام، ارزش بالایی دارد، چرا که نشان می‌دهد حتی در شرایط محدودیت منابع، تمرکز بر سرمایه‌های نرم دانشی و دیجیتال می‌تواند به بهبود عملکرد استراتژیک منجر شود. این یافته‌ها راهکارهای عملی ارزشمندی برای مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان و سیاستگذاران منطقه‌ای در جهت بهبود عملکرد نهایی آنها ارائه می‌دهد.