تحلیل کارکرد فناوری فراجهان در نگهداشت و جذب دانش با استفاده از رویکرد تلفیقی مدلسازی ساختاری تفسیری و معادلات ساختاری
نویسندگان
1 دانشکده، اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
2 دانشیار، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.47176/smok.2024.1723چکیده
با توجه به اهمیت مدیریت دانش در بهبود عملکرد صنایع مختلف از جمله صنعت برق در زمینه-هایی همچون کاهش خطرات ایمنی، استفاده از سیستمهای پیچیده و ...، نگهداشت و جذب دانش به منظور ارتقاء سطح مهارت کارکنان ضروری است. هدف از انجام این پژوهش بررسی چگونگی کارکرد فناوری فراجهان در نگهداشت و جذب دانش در صنعت برق کشور است. به منظور انجام پژوهش حاضر در ابتدا 12 دستاورد حاصل از کارکرد فناوری فراجهان با مرور پیشینه پژوهش شناسایی و به تأیید خبرگان و مدیران صنعت برق کشور رسید. در ادامه با استفاده از روش نمونه-گیری قضاوتی و نظرخواهی از 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران صنعت برق کشور، نحوه ارتباط میان دستاوردهای حاصل از کارکرد فناوری فراجهان شناسایی و مدل مفهومی چگونگی کارکرد فناوری فراجهان در نگهداشت و جذب دانش در صنعت برق کشور با استفاده از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری ارائه شد. مدلسازی ساختاری تفسیری دارای کاستیهایی از جمله اتکاء به شهود و قضاوت شرکتکنندگان است. این مشکل اعتبار رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری را تحت تأثیر قرار میدهد. برای حل این مشکل و به منظور اعتبارسنجی مدل ارائه شده حاصل از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری، از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS استفاده شد. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 350 پرسشنامه میان کارکنان و مدیران صنعت برق کشور توزیع و تعداد 307 پرسشنامه بازگشت داده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فناوری فراجهان از طریق قابلیتهایی همچون هوش مصنوعی محیطی، شبیهسازی، پردازش زبان طبیعی، استفاده از شبکههای اجتماعی، تحلیل دادهها، سازماندهی دانش، همکاری، به اشتراکگذاری دانش، دسترسی به منابع گسترده، آموزش تعاملی، ذخیرهسازی دانش و به روز رسانی دانش در نگهداشت و جذب دانش نقش اساسی دارد.