کارکردهای زبان در ساختار روایی نمایشی از دیدگاه صباح الأنباری(بر اساس نظریه یاکوپسن)

نویسندگان

1 جامعة شهيد چمران اهواز

2 دانشيار گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه شهيد چمران اهواز

3 دانشکده الهیات دانشگاه شهید چمران اهواز.گروه زبان و ادبیات عربی

doi
10.22034/iaall.2025.459822.2911
چکیده

مطالعات زیادی در مورد شخصیت در تئاتر، رمان یا داستان وجود دارد، اما ما به ندرت مطالعه‌ای در مورد معانی شخصیت ناهمگون در تئاتر و تحلیل گفتمان بر اساس نظریه جاکوبسون می‌یابیم، زیرا در حال توسعه، فرهنگ، تفکر، مسطح، و شخصیت‌های ثانویه و هر شخصیتی که نویسنده بیان می‌کند، کارکرد زبانی متفاوتی دارد و بسته به نوع آن تغییر می‌کند. رویدادهای نمایشنامه تحت تأثیر زمان و مکان نیز ممکن است تحت تأثیر زمان قرار گیرد. مهم‌ترین نویسنده‌ای که رفتارهای شخصیت‌ها را روشن کرد و به آن‌ها در ادبیات جایگاه داد، صباح الانباری است. برخی از شخصیت‌های او را در حال تغییر و حمل مضامین متعدد می‌یابیم که کارکردهای زبانی متفاوتی را برای آنها به‌ویژه در نمایشنامه‌های صامت او به کار می‌برد. ما اغلب تکنیک‌های مدرن را در نمایش‌های صامت می‌یابیم، به‌ویژه استفاده از انواع شیفت، مانند جابجایی عنوان، رویداد، اشیاء و موارد دیگر. این پژوهش بر اساس رویکرد توصیفی- تحلیلی و مشابه نظریه یاکوبسون خواهد بود و شخصیت‌ها در انواع خود به همراه پیام‌هایی که نمایشنامه‌ها بر اساس نظریه یاکوبسون حمل می‌کنند از قبیل درخواست، شاعرانه، عاطفی و اطلاع‌رسانی تبیین می‌شوند. کارکرد، با تحلیل این کارکردها و همچنین تمرکز بر کارکرد گفتمانی و زبانی که نمایشنامه های الانباری ارسال می کند، آنچه در تحقیق به دست آمده این است که نویسنده بیشتر این کارکردها، به ویژه کارکردهای بلاغی و شعری را به کار برده است، اما به این راضی نبودند، بلکه آنها را با تکنیک‌های مدرن مانند جابجایی و پارادوکس تقویت کردند.