مدلسازی توسعه ظرفیت جذب دانش در شتابدهندههای استارتاپ با رویکرد ساختاری-تفسیری
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
3 دانشجوی دکتری کارآفرینی، گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 نویسنده مسئول: دانشیار، گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.47176/smok.2023.1635چکیده
موفقیت شتابدهندهها مستلزم رشد و بهبود مستمر ظرفیت جذب دانش از منابع درون و برونسازمانی است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف مدلسازی توسعه ظرفیت جذب دانش در شتابدهندههای استارتاپ انجام گرفت. این پژوهش براساس هدف یک مطالعه کاربردی-توسعهای است و براساس روش گردآوری دادهها یک مطالعه غیرآزمایشی (توصیفی) از نوع پیمایش مقطعی میباشد. همچنین در این مطالعه از روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبه نیمهساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ISM بود. برای اعتبارسنجی بخش کیفی از ضریب هولستی استفاده شد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش، شامل مدیران شتابدهندههای استارتاپ است که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و با 15 مصاحبه به اشباع نظری دست پیدا شد. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش تحلیل کیفی مضمون و نرمافزار Nvivo استفاده شد. سپس با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری به ارائه مدل پژوهش پرداخته شد. . در آخر با استفاده از تحلیل MICMACنوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و تاثیر پذیری بر سایر متغیرها مشخص شده است، یافتههای پژوهشی نشان داد توانمندی منابع انسانی تاثیرگذارترین مولفه میبشاد و در سطح 4 قرار گرفته است در نتیجه برای هرگونه برنامه و اقدام برای ارتقای ظرفیت جذب دانش در شتابدهندهها باید به نقش کلیدی و پایهای این عامل توجه شود. این مولفه در ارتقای طرفیت جذب دانش در شتاب دهنده ها دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی میباشد و جزء اولویت های اقدام در توسعه جذب دانش در شتاب دهنده های استارتاپ میباشد.