به‌کارگیری استفهام در بیان تنش روانی و آشوب عاطفی در شعر فوزی کریم

نویسندگان

1 هيات علمي دانشگاه شيراز

2 جامعة شيراز، كلية العلوم الانسانية وآدابها، إيران، شيراز

doi
10.22034/iaall.2025.540636.3050
چکیده

مفهوم روان‌شناسی جایگاه برجسته‌ای در مطالعات ادبی و نقدی دارد، زیرا ابعاد پنهانی از درون انسان، همچون احساسات، اندیشه‌ها و کشمکش‌های درونی را آشکار می‌سازد. شیوهٔ استفهام از ابزارهای بلاغی است که با مهارت در متون ادبی برای بیان تنش روانی و آشفتگی احساسی به‌کار می‌رود.در شعر فوزی کریم، شاعر معاصر عراقی، استفهام به‌صورت مکرر به‌عنوان وسیله‌ای برای آشکار ساختن اضطراب وجودی، سرگشتگی و غربت دیده می‌شود. او ابزارهایی چون «هل»، «همزه» و «لماذا» را نه به قصد پرسش واقعی، بلکه برای بیان رنج‌های درونی و درد عمیق روانی به کار می‌گیرد. این پرسش‌های احساسی، کشمکش‌های روانی او را بازتاب می‌دهند که برآمده از تجربهٔ تبعید، دوری از وطن و احساس همیشگیِ ناکامی و طردشدگی است. همچنین این پرسش‌ها آرزوهای سرکوب‌شده و خواسته‌های برآورده‌نشدهٔ او را، همراه با حس همیشگیِ پراکندگی و گم‌گشتگی، منعکس می‌کنند. تجربهٔ طولانی او میان وطن و تبعید، در شکل‌گیری نگاه شعری‌اش تأثیر گذاشته است، به‌گونه‌ای که آثارش به آیینه‌ای برای بازتاب «خویشتنِ شکسته» و وسیله‌ای برای تخلیهٔ هیجانات و مواضعش تبدیل شده‌اند. این پژوهش بر پایهٔ روش روان‌شناختی برای تحلیل این هیجانات و واکاوی ژرفای شخصیت شاعر استوار است، و همچنین از روش توصیفی–تحلیلی برای رصد ساختار استفهام و نقش آن در ساخت معنای روان‌شناختی متن شعری و تأثیرش در انتقال حالت احساسیِ شاعر در لحظات گوناگون بهره گرفته است.