نگاه صورتگرایانه به اسلوبمعادله در بلاغت فارسی و عربی
نویسندگان
1 قسم اللغة العربية وآدابها، کلية الآداب والعلوم الإنسانية، جامعة الشهيد بهشتي، طهران، إيران
2 عضو الهيئة التعليمية، جامعة خليج فارس
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خلیج فارس، ایران، بوشهر
doi
10.22034/iaall.2025.452818.2903چکیده
اسلوبمعادله اصطلاحی جدید است که محمدرضا شفیعی کدکنی این اصطلاح را که حاصلِ نگاه زبانشناسانه و فرمالیستی وی به تمثیل است به کار برده تا این نوع فن بیانی که وجه غالب سبک هندی در تاریخ ادبیات فارسی است را از انواع دیگر تصویر مجزا سازد؛ و آنجه قدما تمثیل یا تشبیه تمثیل خواندهاند را از قلمرو تعریف اسلوب معادله جدا سازد. از آنجا که نمونههای عینی اسلوب معادله در شعر عربی نیز دیده میشود این پژوهش بر آن است تا با روش تطبیقی با توصیف و تحلیل این فن بیانی نو بنیاد را از نظر ساختار و ویژگیهای بلاغی و نحوی و همچنین ویژگیهای زبانی که فرمالیستها بیان میکنند به محققان جهان عرب معرفی سازد تا در پژوهشهای ادبی خصوصاً پژوهش در حوزه ادبیات تطبیقی از آن بهره ببرند. در راستای این اهداف به نظر میرسد در بین ویژگیهای نحوی و بلاغی اسلوب معادله حذف ارتباط نحوی میان مشبه و مشبه به در اسلوب معادله مهمترین خصیصه به شمار میرود و به همین خاطر دایره شمول تشبیه ضمنی گستردهتر از اسلوب معادله است زیرا بسیاری از نمونههای تشبیه ضمنی به دلیل وجود ارتباط نحوی بین طرفین تشبیه از حیطه اسلوب معادله خارج میشوند. بنابراین بهتر است محققین و پژوهشگران عرب زبان از اصطلاح اسلوب معادله در بررسی این فن بیانی خاص بهره ببرند تا با سایر نمونههای تشبیه ضمنی خلط نشود. علاوه بر آن ایجاز که از شگردهای فرمالیستها برای آشناییزدایی است در اسلوب معادله با حذف ادات تشبیه محقق شده و تشبیه را از محور همنشینی به محور جانشینی منتقل میسازد. از آنجا که سخن گفتن ادیب در محور جانشینی بر ادبیت اثر وی میافزاید میتوان گفت استفاده اسلوب معادله میتواند یکی از شاخصهای ادبیت در اثر ادبی باشد.