فرهنگ و طبیعت در نشانهشناسی شخصیتها: تحلیل رمان " الربيع العاصف" نجیب الکیلانی بر اساس نظریه یوری لوتمان
نویسندگان
1 أستاذ مشارك، قسم اللغة العربية وآدابها، جامعة فرهنجيان، ص.ب 889-14665، طهران، إيران
2 دبیر آموزش و پرورش شهر تهران- کارشناسی ارشد زبان عربی
doi
10.22034/iaall.2025.467530.2922چکیده
نشانهشناسی فرهنگی، رویکردی نظاممند، ساختاریافته و روشمحور برای تحلیل پدیدههای فرهنگی است که توانایی کاوش در روابط گفتمانی و ارتباطی جوامع انسانی را داراست. از این دیدگاه، فرهنگ آیینهای است که اندیشههای بشری را بازمیتاباند؛ جزئی ضروری از جامعه که هویت آن را متجلی میسازد و ویژگیهای متمایز آن را، چه در سطح فردی و چه جمعی، به نمایش میگذارد. نشانهشناسی، نه تنها فعالیتی معناساز، بلکه جستاری شناختی و فلسفی برای درک زندگی و دادههای آن است. در این میان، نشانهشناسی فرهنگی، با تمرکز بر جنبههایی از فرهنگ به عنوان بخشی از جهان نشانهها، به بررسی روابط دیالوگگونه میان دوگانههای متقابل میپردازد. این جستار، با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، رمان «الربيع العاصف» اثر نجیب الکیلانی را در پرتو نظریه یوری لوتمان مورد بررسی قرار میدهد. نتیجه نهایی این پژوهش، پس از تحلیل دقیق رمان، بیانگر آن است که دو گروه شخصیت در این اثر قابل تمایز و تحلیل هستند: طبیعت، که نمادی از بربریت، دیگری و آشوب است، در تقابل با فرهنگ قرار میگیرد که رمزی از خودآگاهی و نظم به شمار میرود. عشق واقعی، که بر پایه شهوت و غرایز جنسی استوار نیست، نمادی از فرهنگ، خود و نظم است؛ در حالی که عشقی که تنها بر خواستهها و غرایز جنسی متکی است، نمادی از طبیعت، دیگری و هرجومرج تلقی میشود. این تقابلها، در بستر رمان، به شکلی هنرمندانه به تصویر کشیده شدهاند و خواننده را به تأملی عمیق در ماهیت فرهنگ و طبیعت فرا میخوانند.