واکاوی گفتمان قدرت در رمان « واحة الغروب» بهاء طاهر بر اساس نظریه میشل فوکو

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک

2 دانشجو دکتری زبان و ادبیات عربی

3 مدير گروه

4 استاديار گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه اراک

doi
10.22034/iaall.2024.451825.2901
چکیده

فوکو قدرت را از خشونت و سلطه جدا می‌داند؛ از نظر او قدرت عمدتا مفهومی مثبت و زاینده است و ماهیتی گفتمانی دارد. گفتمان از نگاه او معنایی است که ما به پدیده‌ها می‌دهیم زیرا پدیده‌ها به خودی خود معنایی ندارند. فوکو تاکید می‌کند که روابط انسانی، محل بروز مناسبات قدرت است. رمان واحة الغروب بهاء طاهر به مناسبات خانوادگی و اجتماعی یک زوج شرقی ـ غربی می‌پردازد که به دلیل ماموریت کاری در واحة سیوه در غرب مصر ساکن شده‌اند. روابط میان این زن و شوهر و هریک از آنها با بومیان سیوه از منظر مناسبات قدرت فوکویی قابل بررسی است. مقالة حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی روابط قدرت در رمان واحة الغروب می‌پردازد. نتایج حاکی از آن است که پاره گفتمان‌های قدرت سیاسی، نهاد خانواده و خرافه باوری بیشترین حضور را در روابط اجتماعی جامعة سیوه و خانوادة دو نفرة رمان دارد و با توجه به تفاوت‌های فرهنگی که میان محمود عبدالظاهر و همسرش کاترین و میان آن دو و ساکنان واحة سیوه وجود دارد مناسبات اجتماعی متفاوتی شکل می گیرد و روابط قدرت نیز به عنوان تعبیری از این مناسبات متفاوت می‌گردد.