مدل سازی تأثیر مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی بر تاب آوری سازمان با نقش میانجی چابکی سازمانی (نمونه پژوهش: کارکنان شرکت پتروشیمی عسلویه)

نویسندگان

1 گروه مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 گروه مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.47176/smok.2022.1551
چکیده

امروزه با توجه به افزایش بحران‌ها و رویدادهای مخرب در کلیه سطوح سازمان‌ها و شرکت‌ها، ایجاد انعطاف‌پذیری به اولویت اول بسیاری از سازمان‌ها تبدیل شده است. از این‌رو با توجه به اینکه صنعت پتروشیمی جزو صنایعی است که نسبت به اختلالات بسیار حساس بوده و با تغییرات سریع و تکنولوژیکی و عدم قطعیت همراه است، این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی‌گری چابکی سازمانی در ارتباط بین سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش بر تاب‌آوری سازمان در شرکت پتروشیمی عسلویه انجام شد. روش انجام پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شرکت پتروشیمی عسلویه درنظر گرفته شد که تعداد آنها 430 نفر بوده است. بدین منظور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 203 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده-های پژوهش شامل سه پرسشنامه نوناکا و تاگوچی (1998) جهت ارزیابی مدیریت دانش، پرسشنامه آل‌اموش و همکاران (2020) جهت ارزیابی سرمایه اجتماعی و چابکی سازمانی و پرسشنامه پرایاک و همکاران (2018) برای ارزیابی تاب‌آوری سازمانی می‌باشد. روایی صوری پرسشنامه از طریق اظهارنظر 10 نفر از خبرگان دانشگاهی تأیید گردید. همچنین در ادامه روایی سازه (روایی همگرا و واگرا) براساس معیار میانگین واریانس استخراج‌شده و پایایی ترکیبی بررسی و تأیید شد. برای محاسبه پایایی پرسشنامه‌ها، ضریب آلفای کرونباخ به کار برده شد (مدیریت دانش: 802/0، سرمایه اجتماعی: 807/0، تاب‌آوری سازمان: 796/0، چابکی سازمانی: 821/0) و بالاتر بودن تمامی ضرایب از 7/0 نشان‌دهنده آن است که ابزار اندازه‌گیری استفاده شده پایایی قابل قبولی دارد. برای تجزیه‌وتحلیل متغیرهای جمعیت‌شناختی و آمار توصیفی از نرم‌افزار SPSS و جهت تحلیل آمار استنباطی و روش معادلات ساختاری از نرم‌افزار AMOS استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین متغیرهای سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش با متغیرهای چابکی سازمانی و تاب‌آوری سازمانی رابطه مثبت و معناداری برقرار است. به‌طوری‌که مقدار آماره t بالاتر از 96/1 در تمامی مسیرها است که بیان-کننده معناداری در سطح 95% می‌باشد. همچنین نقش میانجی‌گری چابکی سازمانی با تأثیر کل 643/0 در مسیر بین مدیریت دانش و تاب‌آوری سازمانی از مسیر بین سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری سازمانی با تأثیر کل 120/0 بیشتر است. به‌عبارت‌دیگر، تأثیرگذاری چابکی سازمانی در رابطه بین مدیریت دانش و تاب‌آوری سازمان بیشتر از رابطه سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری سازمان است. براساس نتایج حاصل شده، می‌توان بیان کرد، یکی از بهترین روش‌های مقابله با تغییرات محیطی و رسیدن به یک سازمان تاب‌آور، هدایت سازمان به سمت چابک بودن است. چابکی سازمانی نیز نیازمند توانایی و مدیریت دانش به عنوان یکی از مهمترین مزیت‌های رقابتی و توسعه سرمایه‌های اجتماعی برای رسیدن به اهداف سازمانی است.