تطبيق و تحليل طرحوارههاي ظرفي با نگاهی به استعارههای مفهومی آنها در ضربالمثلها و مثلنماها عربي و فارسي بر اساس رويکرد زبانشناسي شناختي
نویسندگان
1 سنندج - انتهای شهرک زاگرس - مجتمع امانیه - بلوک 1 - واحد 9.
2 همدان، بلوار شهید احمدی روشن، دانشگاه بوعلی سینا، دانشکده ادبیات، گروه عربی. کد پستی ۳۸۶۹۵-۶۵۱۷۸
3 همدان، بلوار شهید احمدی روشن، دانشگاه بوعلی سینا، دانشکده ادبیات، گروه عربی. کد پستی ۳۸۶۹۵-۶۵۱۷۸
doi
10.22034/iaall.2024.462717.2918چکیده
چکيدهبه اعتقاد زبانشناسان شناختي، زبان افکار و الگوهاي مفهوميِ انسان را رمزگذاري و عمليات بنيادي ذهن را منعکس ميکند. معنيشناسي شناختي، در اين ديدگاه، به بررسي رابطه ميان تجارب جسماني و نظامهاي مفهومي زبان ميپردازد. اين رويکرد، از روشهاي جديد مطالعه امثال است. ضربالمثلها، انديشهها، تجارب و فرهنگ ملّتها را در تصاويري بدنمند، ارائه ميدهند. بنابراين، مقايسه و بررسي عوامل شکلگيري طرحوارههاي ظرفي در امثال عربي و فارسي، بر اساس نظرية معنيشناسي شناختي، اهمّيّت و ضرورت تحقيق را آشکار ميسازد. ضربالمثلها به خاطر اهمّيتشان در تصويرسازي، بهترين بستر براي طرحوارهها و استعارهها هستند و به دليل اهميت اين دو، در مفهومسازي و گسترش زبان، پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن کتاب "الأمثال المقارنة بين العربيّة والفارسيّة"، به بررسي تطبيقي طرحوارههاي ظرفي امثال عربي و فارسي با روش توصيفي-تحليلي بر اساس فهرست اِوانز و گرين پرداخته است که نتايج پژوهش نشان ميدهند حدود 33.92% از طرحوارههاي زبان فارسي با عربي متجانس هستند و بيش از 66٪ از معادلهاي فارسي، با طرحوارههاي عربي تفاوت دارند که بيشترين فراواني به طرحوارة مادهپنداري اختصاص دارد.روابط ديني و فرهنگيِ همگون از عوامل تجانس طرحوارهها و تفاوتهاي ايدئولوژيکي، زيستي، جغرافيايي و فرهنگي از عوامل اختلاف در شيوة درک و مدلهاي مفهومسازي بهحساب ميآيند. اين پژوهش، ميتواند زمينة آشنايي پژوهشگران با زيرساختهاي مشترک و متفاوت مفهومسازي دو ملّت را فراهم ميکند.