بررسی استعاره‌ی مفهومی دهر (روزگار) در رسائل المدیح سید حیدر حلّی با رویکرد شناختی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه لرستان

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه لرستان

3 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه لرستان

4 أستاذ مشارک في اللغة العربية وآدابها بجامعة لرستان الإيرانية

doi
10.22034/iaall.2024.426826.2859
چکیده

استعاره یکی از موضوعات اصلی بلاغت سنتی و جدید به‌شمار می‌رود. استعاره در بلاغت سنتی، عنصری زبانی و واژگانی است که باعث شکوه سخن می‌شود و یا نوعی خروج از هنجار به شمار می‌آید؛ اما از منظر معناشناسی شناختی، استعاره اساس زبان و سازندۀ معنا و اندیشه است. رسائل مدیح سید حیدر حلّی خطیب و شاعر برجستۀ عراقی قرن نوزدهم میلادی، از نظر زبانی و بلاغی، دارای جنبه‌های سبکی فراوانی است. در این پژوهش که به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده، سعی شده است که استعارۀ مفهومی دَهر (روزگار) در ذهن و زبان حلّی بررسی و تحلیل شود. نویسندگان مقاله، دریافته‌اند که کوچک‌نمایی روزگار، بزرگ‌نمایی انسان (ممدوحان نویسنده) و انگیزش و اقناع مخاطب نسبت به موضوع، از مهم‌ترین کارکردهای این استعاره به شمار می‌آیند. نظام فکری سید حیدر حلّی براساس نگاشت‌های استعارۀ روزگار، حول محور «روزگار به مثابۀ انسان» می‌چرخد؛ اما با این تفاوت که روزگار، بیشتر مغلوب و منفعل به تصویر کشیده شده است تا غالب و فعّال؛ چرا که در تفکر ایشان، خداوند بر امور عالم، سلطه دارد و نه روزگار.