احتکار دانش در مقابل پنهانسازی دانش: مروری بر ادبیات
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه خوارزمی، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 گروه مدیریت دولتی، دانشگاه هوایی شهید ستاری، تهران، ایران
3 گروه آموزشی مدیریت منابع انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.47176/smok.2022.1433چکیده
با گسترش مطالعات در حوزه مدیریت دانش به عنوان مدیریت مهمترین مزیت سازمانهای کنونی، مفاهیم نوظهور مهمی در این حوزه شکل گرفتهاند که اغلب با سایر مفاهیم دارای تشابه و تمایز هستند. احتکار دانش در ادبیات نظری، انباشت فزاینده و غیرقابل دسترس منابع دانشی سازمان تعریف شده است که اغلب به علت عدم اطلاع از وجود دانش، مورد درخواست نیز واقع نمیشود. در ادبیات نظری احتکار، مبحثی در روانشناسی به نام اختلال احتکار مطرح است که ریشههای بالینی را بررسی میکند. بنابراین دو رویکرد متفاوت مدیریت احتکار دانش معرفی میشود که در رویکرد اول اختلالات روانشناسی و فردی مرتبط با احتکار بررسی میشود و استراتژیهای مورد استفاده مدیران منابع انسانی به آزمونهای ورودی و پایش روانشناسانهی دورهای معطوف میشود و در رویکرد دوم عوامل محیطی، مدیریتی، فضای سازمانی، فرهنگ سازمانی، ارتباطات و سایر استراتژیهای مرتبط با مدیریت احتکار دانش سازمانی بررسی میشود. با توجه به اینکه احتکار در برخی از فرهنگها جرم یا خطا نیست و هرکسی آزادانه میتواند هرآنچه بخواهد احتکار کند، در نتیجه بررسی و پیگیری محرکهایی که به احتکار مربوط میشوند، اهمیت و پیچیدگی بیشتری دارند. احتکار دانش در اغلب موارد مورد غفلت مدیران قرار میگیرد و در بلند مدت اثرات جبران ناپذیری بر سازمان دارد. احتکار دانش مستقیما بر توانمندسازی سایر کارکنان تاثیر معکوس دارد و نه تنها منجر به رفتارهای متقابل احتکاری میشود، در بلندمدت سازمان را به برخی از کارکنان احتکارکننده وابسته میکند. با توجه به عدم بررسی ابعاد گستردهی این مفهوم پیشنهاد مطالعات آتی در حوزههای گوناگون به ویژه ارتباط احتکار و انحصارگرایی، تاثیر احتکار دانش بر توانمندسازی و همچنین تاثیر گردش شغلی بر احتکار سازمانی داده میشود.