تحلیل استدلالهای زبانی قرآن در بحث معاد جسمانی براساس نظریۀ استدلال شاییم پرلمان
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران،دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، ایران، تهران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، تهران
doi
10.22034/iaall.2024.445003.2887چکیده
تأثیر گذاشتن بر دیگری و اقناع در گفت وگوهای انسانی یک عنصر فعال و مشهود است از این رو استدلال کردن یکی از وجوه تمایز این گفت و گوها میباشد. "شاییم پرلمان" یکی از کسانی است که در قرن بیستم به پیروی از ارسطو به بحث خطابه،بلاغت وجایگاه استدلال پرداخته است.میتوانیم متن قرآن کریم را گفتمانی استدلالی قلمداد کنیم که در پی پاسخ گویی به گفتمانهایی با محوریت عقائدی همچون مرگ،جهان آخرت، معادجسمانی و... است.متن استدلال محور ویژگیهایی دارد که موجب تمایز آن با سایر متون میگردد یکی از این ویژگیها وجود دو طرف یا یک طرف منازع در آن است که این ویژگی نیز در قرآن قابل مشاهدهاست.در این جستار با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل آیات قرآن کریم در زمینه معاد جسمانی براساس الگوی تقسیم بندی استدلالهای "پرلمان" پرداختهایم.نتایج پژوهش نشان میدهد الگوی استدلالی "پرلمان" مانند استدلالهای شبه منطقی و سببی در آیات یافت میشود و اسلوبهای بیانی استفهام تقریری،حصر، نقش مؤثری در توجیه مفهوم جملات به سوی مقصد استدلالهای قرآنی داشته است. کاربرد استفهام تقریری نیز یکی از اساسی ترین عوامل استدلالی است که با وارد شدن بر سر جملات حقایق را به شکل بدیهیاتی عرضه میکند که مخاطب راهی جز اذعان به آن پیش روی خود نمیبیند.