ماکیاوللی و انهدام فضیلت؛ طرح آزادی و رستگاری میهن به عنوان غایت اندیشه سیاسی

نویسندگان

1 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
چکیده

بنیان و غایت اندیشه سیاسی ماکیاوللی، زندگی فضیلتمندانه و کسب سعادت نیست چرا که نه تنها اخلاق بلکه دین را به عنوان امور قائم بالذات و خط مشی دهنده‌ی سیاست قلمداد نمی‌کند بلکه هر دوی آن‌ها را در درون ساحت سیاست و بر حسب میزانسن میان نیروهای سیاسی باز تعریف می‌کند. بنابراین ماکیاوللی به سیاست خودآیینی می‌دهد و منطق درونی سیاست را به مثابه‌ی علمی مستقل مورد بررسی قرار می‌دهد. ماکیاوللی نجات میهن، دوام دولت و آزادی مردم را به عنوان اساس و غایت اندیشه سیاسی معرفی می‌کند و با دو اصطلاح خاص خود یعنی حقیقت موثر و ویرتو، به تکوین انتولوژی یا اتمسفر جدیدی که این ساحت جدید بدان نیازمند است، می‌پردازد و راه را برای غایت مذکور هموار می‌کند. با حقیقت موثر منطق میان «بود و نمود» و «عمل و اثر» را بر هم میزند تا ساختار دیالکتیکی جدیدی از معنای فضلیت در جهت نجات میهن ایجاد کند و با ویرتو نه تنها قدرت را از چنگال بخت بیرون می‌کشد بلکه ایده‌ی ویرتو را صرفاً معادل هر خصلتی می‌داند که در حفظ زندگی و حراست از آزادی کشور عملا به کار آید. و در نهایت فضیلت را تنها به ابزاری در دست سیاست برای دوام میهن تنزل می‌دهد.