بررسی بازتاب مؤلفههای فرهنگی در کتابهای درسی (مطالعة موردی: کتاب درس عربی دورة متوسطه دوم ایران و مصر)
نویسندگان
1 استاد دانشگاه شهيد مدني آذربايجان
2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس تهران
3 گروه آموزشی معارف، دانشگاه فرهنگیان، تهران ، ایران
4 مدرس مدعو دانشگاه فرهنگیان همدان
doi
10.22034/iaall.2024.401627.2805چکیده
رسالت بنیادی همة نظامهای آموزشی، آمادهسازی ذهن دانشآموز برای آینده در بستر فرهنگ میباشد. به همین دلیل، محققان و اندیشمندان به عرصة آموزش ورود کرده و سرمایهگذاری در اندیشة بشری برای عملیاتی کردن چشماندازهای آموزشی را جزو محوریترین فرایند به شمار میآوردند. اما تحقق این چشمانداز مستلزم شناخت رابطة آموزش با فرهنگ، گنجاندن محتواي فرهنگي در برنامه درسی و مواد آموزشی و در نهایت کشف و برجستهسازی این مؤلفهها در فرایند آموزش به دانشآموزان است. هدف از این جستار، برجستهسازی مؤلفههای فرهنگی به عنوان محتوای پنهان درسی کتاب «عربی، زبان قرآن (۱)» پایة دهم رشتة علوم انسانی ایران است که با همتای خود، کتاب اللغة العربیة «هیّاً للإبداع» دهم متوسطة کشور مصر با سنجة کمیّت مورد ارزیابی قرار میگیرند تا میزان بازتاب این مؤلفهها در محتوای کتاب درسی داخلی احصاء، و نقاط قوت و ضعف آن در مقایسه با همتای مصری، مورد نقد و بررسی قرار گیرد. کل محتوای دو کتاب به عنوان جامعه آماری در این پژوهش است که در ابتدا، دادهها در قالب جدول و نمودار ارائه و در ادامه بصورت توصیفی-تحلیلی مورد کنکاش قرار میگیرند. نتایج نشان میدهد که، زمینههای اسلامی(45%)، اجتماعی(67%) و دینی (15%) در کتاب درسی مصر و زمینههای اسلامی (%54)، دینی(84%) و صنايع فرهنگی(70%) در کتاب درسی ایران بیشترین فراوانی را داشته و این جنبههای اسلامی و دینی است که علیرغم تفاوت در دفعات کاربرد، بصورت مشترک در صدر محتوای فرهنگی به کار رفته در کتابهای درسی فوق میباشد.