تحليل جلوههای مقاومت در رمانهای ربيع حارّ (سحر خليفه) و لغة الماء (عفاف خلف)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبيات عربی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامي، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مهاباد، ایران.
2 استاديار گروه زبان و ادبيات عرب، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامي، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مهاباد، ایران
3 استاديار گروه زبان و ادبيات عرب، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامي، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مهاباد، ایران.
doi
10.22034/iaall.2024.451143.2899چکیده
ادبيّاتي كه تحت تأثیر شرایطی چون اختناق، استبداد، سلب آزادیهاي فردی و اجتماعی، اشغالگري، غصب سرزمين و تاراج سرمايههاي ملّي، براي ايستادگي در برابر جريانهاي بيدادگر داخلي و خارجي خلق ميگردد ادبیّات پایداری ناميده ميشود. چنين ادبيّاتي، ارزش تلقّی میشود؛ زیرا یك واكنش ارادی در برابر تهاجم و تجاوز دشمنان داخلي و خارجي است. اين ادبيّات، داراي مؤلّفههايي مانند ترسیم چهرة رنج كشیدة مردم، دعوت به مبارزه و مقاومت، بیان جنایتها و بیدادگریهاي متجاوزان، ستایش جانباختگان، القای امید به آینده، ستایش آزادی، ستایش سرزمین اجدادي، توصیف فاجعه و طرح نمادهای اسطورهای، ملّی و تاریخی است. ادبيّات پايداري اغلب واقعگرا است و مؤلّفههاي واقعگرايي ادبي مثل تشريح جزئيّات، استفاده از راوي سوم شخص و تيپسازي را دارد. سحر خليفه در رمان «ربيع حارّ» و عفاف خلف در رمان «لغة الماء» ادبيّات مقاومت فلسطين را بنماية اصلي خود قرار داده و تقابل اشغالگران اسرائيلي و فلسطينيها را به نمايش گذاشتهاند. پژوهش پيش رو كه با روش توصيفي- تحليلي و در بستر مطالعات كتابخانهاي فراهم آمده، به اين پرسش اصلي كه دو رمان مذكور، مؤلّفههاي ادبيّات مقاومت را چگونه بازتاب دادهاند، پاسخ داده است. بر اساس نتايج اين پژوهش، توصيف جنايتهاي اشغالگران مانند تخريب منازل و مساجد و مدارس به بهانههاي واهي، غارت اموال و محصولات زراعي مردم، كشتار و ايجاد رعب و وحشت به طرق مختلف و نبودن سلاح و مهمّات كافي براي مبارزه و دفاع از مردم در برابر اشغالگران از موضوعات هر دو رمان است كه در دل ماجراهاي مختلفي بيان گرديده است.