روششناسی رویکرد اعتراضی فخر رازی بر شیخ عبدالقاهر جرجانی در مبحث کنایه (با تأکید بر دلالت عقلی)
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، تهران
2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، ایران، تهران Isfahan, Iran
3 دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، ایران، کاشان.
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، ایران، تهران
doi
10.22034/iaall.2023.385074.2763چکیده
فن كنايه بهمثابه شگردِی ادبی محلِ اختلاف علمای بلاغت بوده و همواره به ارزش هنری – ادبی آن توجه کردهاند. پیامدهای اختلافِ نظر متفکران اسلامی پیرامون فن بلاغت تا حدی است که فخر رازی (ف: 606 هـ) با رویکردی عقلگرایانه، تعاریف پیچیده و چندگانه، آراء ذوق محور عبدالقاهر جرجانی (ف:471 هـ) را در مبحث کنایه ضعیف میداند. در پرتو اهمیت مسئله که اختلاف در روش تحقیقِ متفکران بلاغی است، مقاله حاضر میکوشد با رویکرد کیفی و روش استقرائی با تکیه بر مبحث دلالت عقلی، علاوه بر کشف روش فکری رازی به همسنجی و نقد اشکالاتِ وی بر جرجانی بپردازد. از نتایج تحقیق آن است که ریشه اختلاف رازی با شیخ در چند امر کلی همچون شیوه تفکر منطقی، روشهای استدلال متفاوت و تناقضگویی دیدگاههای فلسفی و ادبی رازی در بحث دلالتها است. رازی در متون فلسفی خود، پذیرای دلالت التزامی نیست؛ ولی در کتاب "نهایة الإیجاز في درایة الإعجاز" پذیرای این نوع دلالت است و دچار نوعی تناقضگویی میشود؛ بنابراین در گنجانیدن کنایه در چارچوب نظری خود موفق نبود. وی در اشکال بر شیخ، متأثر از اندیشه فلسفی خود است و با ذکاوت خاصی این امر را پنهان میدارد.