تجزیه و تحلیل چندسطحی تاثیر رسانه های اجتماعی بر مدیریت دانش مشتریان
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد مدیریت دولتی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.47176/smok.2021.1289چکیده
رسانههای اجتماعی پتانسیل بالایی در خصوص حمایت از ارتباطات دوجانبه میان سازمانها و مشتریانشان، با هزینه نسبتا پایین و سطوح بالایی از کارایی را دارا میباشند، از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیرات ناشی از ابعاد استفاده از رسانههای اجتماعی (شامل ابعاد اجتماعی، سرگرمی، شناختی) بر ابعاد تشکیل دهنده مدیریت دانش مشتری صورت گرفته است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، پژوهشی توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل37 مدیر و تمامی مشتریان بانک کارآفرین در سطح شهر تهران میباشد و 400 نفر بهعنوان نمونه براساس روش احتمالی تصادفی از بین جامعه آماری انتخاب و پرسشنامه پژوهش میان آنها توزیع شدهاست دادهها به وسیله نرمافزارهای SPSS و Amos تحلیل شدند. درنهایت فرضیّههای تحقیق براساس نتایج بدستآمده از تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری(SEM) مورد آزمون تجربی قرار گرفتند. براساس این نتایج، استفاده از محتوای اجتماعی و لذّت جویانه رسانههای اجتماعی تأثیر مستقیم معناداری بر روی همه ابعاد مدیریّت دانش داشتهاند. امّا استفاده شناختی از رسانههای اجتماعی تنها روی بعدهای دانش از مشتری و دانش برای مشتری تأثیر مستقیم معناداری داشته و تأثیر آن بر روی بعد دانش درباره مشتری غیرمعنادار بوده است. رسانه های اجتماعی در سطح سازمانی و درنهایت بر مدیریت دانش مشتریان در سطح فردی اثر مثبت و معناداری دارد .تجزیه و تحلیل اثرگذاری رسانه اجتماعی (در سطح سازمانی) بر متغیر سطح فردی یعنی مدیریت دانش به کمک روشهای عادی رگرسیونی امکانناپذیر است و به همین دلیل برای شناسایی این اثرگذاری در دو سطح مختلف از تجزیه و تحلیل چند سطحی استفاده گردید. دادهها همچنین به کمک نرمافزار تحلیل خطی سلسلهمراتب(HLM) تحلیلشدهاند خروجی نرمافزار تأییدکننده روابط چند سطحی متغیرهای پژوهش میباشد.