گونهشناسی گفتمان روایی در مجموعۀ صهیل الجواد الأبیض بر اساس نظریۀ ژب لینت ولت
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبيات فارسي، دانشکده ادبيات و زبان، دانشگاه کردستان، سنندج
2 دانشجوي بین الملل کارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي، دانشکده ادبيات و زبان، دانشگاه کردستان، سنندج
doi
10.22034/iaall.2024.392538.2792چکیده
روایت داستان را میتوان از جنبههای مختلف بررسی کرد. یکی از این جنبهها، گونهشناسی روایی ژب لینت ولت نظریه پرداز فرانسوی است که آن را بر مبنای تقابل کارکردی بین راوی و کنشگر طرح ریزی کردهاست و در آن، به بررسی و تحلیل راوی و عمل روایت، کنشگران و مخاطب میپردازد. این شیوه بر مبحث زاویۀ ديد تمرکز دارد و به رابطۀ وجوه خیالی راوی، کنشگران و مخاطب میپردازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس نظریۀ ژپ لینت ولت به بررسی گونهشناسی عمل روایت و رابطۀ راوی و مخاطب در ارتباط با روایت، داستان و کنشگران در مجموعۀ صهیل الجواد الابیض زکریا تامر میپردازد. نتیجه نشان میدهد تامر در هفت داستان از مجموع يازده داستان اين کتاب از روايت دنياي همسان استفاده کرده که در آن راوي دو کارکرد کنش و بازنمايي را بر عهده دارد. تامر در اين داستانها با خلق فضاي مناسب و بيان جملات و عبارات خاص ميکوشد با استفاده از ويژگيهاي سوررئاليستي چون خيال، مرگ انديشي، عصيان و مواردي از اين دست به شرح دقيق شرايط حاکم در زمان کنش روايي بپردازد تا مخاطب را با خود همراه کند و کنشگري خود را در داستان براي او قابل درک سازد. تامر با به کارگيري شيوۀ ناهمسان متنگرا در برخي از داستانها توانسته مشکلات جوانان همعصر خود را مانند فقر، بيکاري و مواردي از اين دست، بخوبي بنماياند. همچنين نتايج بيانگر اين است که تامر در پيوند شگردها و تکنيکهاي روايي- گفتماني با متن داستانها بسيار موفق عمل کرده است.