تحلیل اثر مدیریت دانش و جهتگیری بازار بر عملکرد بازار با نقش میانجی نوآوری باز (نمونه پژوهش: بانک تجارت)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران،
2 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.47176/smok.2021.1265چکیده
از مهمترین مفاهیم هر سازمانی در هر بخش و اندازهای عملکرد بازار میباشد که نقش مهمی در موفقیت سازمان دارد. اندازهگیری عملکرد باعث ارزیابی اجرای راهبردها میگردد و در صورت فقدان آن، تصمیمگیرندگان نمیتوانند از دستیابی به اهدافشان اطمینان حاصل نمایند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت دانش و جهتگیری بازار بر عملکرد بازار با میانجیگری نوآوری باز انجام شد. تحقیق حاضر از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی، شیوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی میباشد. جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل کارمندان، کارشناسان و مدیران بانک تجارت منطقه 5 در شهر تهران بود که با مراجعه به جدول مورگان حجم نمونه 242 نفر در نظر گرفته شد و به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامههای مدیریت دانش (لاوسون، 2003)، جهتگیری بازار نارور و اسالتر (1990)، نوآوری باز روتر و همکاران (2018) و عملکرد بازار ریمان، اسچیلک و توماس (2010) استفاده گردید. روش تجزیه و تحلیل دادهها در بخش توصیفی از میانگین، انحراف معیار، چولگی و کشیدگی و در بخش استنباطی مدلیابی معادلات ساختاری بهکارگرفته شد و با استفاده از نرمافزارهای SPSS 23 و Lisrel 8.8 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان دادند که متغیرهای مدیریت دانش (با ضریب مسیر 37/0)، جهتگیری بازار (با ضریب مسیر 41/0) و نوآوری باز (با ضریب مسیر 32/0) بر عملکرد بازار اثر مستقیم مثبت و معنادار دارند؛ همچنین مدیریت دانش و جهتگیری بازار علاوه بر تأثیر مستقیم، از طریق نوآوری باز بر عملکرد بازار اثر غیرمستقیم و معنادار نیز دارند که با توجه به میزان بهدستآمده برای آماره VAF مشاهده گردید که 2/23 درصد تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد بازار و 7/33 درصد تأثیر جهتگیری بازار بر عملکرد بازار از طریق نوآوری باز میتواند تبیین گردد. با توجه به تأثیر مثبت مدیریت دانش بر عملکرد بازار، اگر بانکها صلاحیت لازم در توسعه دانش را نداشته باشند، مزیت رقابتی مبتنی بر دانش را کسب نمیکنند. همچنین با توجه به اهمیت جهتگیری بازار در دستیابی به عملکرد بازار بیشتر، باید رقابتپذیری در بازار افزایش یابد. فهم بازار در جهت شناخت دیدگاه مشتریان میتواند در افزایش عملکرد بازار نقش داشته باشد. بانکها باید روشهای مناسبی را جهت حفظ مشتریان کلیدی خود بهکارگیرند تا رضایت آنها افزایش یابد.