ذات در فلسفه ابنسینا
نویسندگان
1 استاد تمام دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشجو دکتری دانشگاه قم
doi
چکیده
با تأمل در آثار ابنسینا مشخص میشود ابنسینا ذات را در حوزه ذات نوعی در دو معنای ماهیت و طبیعت و در حوزه ذات فردی بهویژه، درباره واجب تعالی در معنای وجود بهکار گرفته است. در این میان، معنای دوم (طبیعت) که حاصل پژوهش او در شناخت اشیاء است، بر معنای اول (ماهیت) ابتناء دارد. بر اساس همین معنای از ذات، وی در فرآیند آزمایش فکری و با استفاده از توان ذهنی انسان اعتبارات گوناگونی برای ذات مطرح ساخته، از لوازم و مقتضیات شکلگیری هر یک از این اعتبارت در علوم متفاوت سخن میگوید. تفکیک معانی در میان دو حوزه ذات نوعی و ذات فردی و تفکیک اعتبارت مذکور نزد ابنسینا منجر به آشکارسازی ایده ذاتباوری وی شده، این نتیجه را به دست میدهد که ذاتباوری ابنسینا با موجودباوری وی منافاتی ندارد و انواع و حدود تام به دلالت مطابقه نشاندهنده ذات اشیاء هستند.