تحلیل روانشناسانه شخصیّت «میلاد» در رمان «خُبزٌ علی طاوَلة الخال میلاد» بر اساس نظریه طرحواره درمانی جفری یانگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، کرمانشاه
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، کرمانشاه
doi
10.22034/iaall.2023.401959.2807چکیده
رمان «خُبزٌ عَلی طاولةِ اَلخال میلاد» اولین رمان نوشته «محمّد النعاس» و برگزیده بوکر عربی سال 2022 است. این رمان روایت شخصیتهایی است که در شرایط جامعه لیبی و فرهنگ حاکم بر آن درگیر روان رنجوریها و تنشهای متعددی گشتهاند. «محمّد النعاس» در این رمان بهخوبی توانسته است ویژگیهای روانی افراد جامعهاش را با دقت به تصویر بکشد. این نحوه پرداخت شخصیتها، ضرورت انجام پژوهشی با رویکرد روانشناختی را تبیین میکند. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و بر آن است با رویکردی روانشناختی، با توجه به نظریه طرحواره درمانی جفری یانگ از دلایل شکلگیری طرحوارههای ناسازگار اولیه در وجود «میلاد» شخصیت اصلی داستان که در پی دست یافتن به هویت مردانه خود که از کودکی با آن مشکل داشته است، پرده بردارد و راهبردهای برونرفت او از این طرحوارهها را بررسی کند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ریشه اختلالات او به دوران کودکی و نوجوانیاش برمیگردد و فقدان الگوهای کارآمد بستر مناسبی را برای پدیدآیی طرحوارههای ناسازگار اولیه در روان وی، فراهم آورده است. بررسیها حاکی از آن است که این شخصیت در حوزه «طرد و بریدگی» که شامل طرحوارههای اولیه و غیرشرطی «محرومیّت هیجانی و نقص و شرم» است، گرفتار شده و با طرحواره شرطی «اطاعت» سعی در برونرفت از طرحوارههای فوق را دارد. او ابتدا «سبک مقابلهای تسلیم» را برگزیده و سپس «جبران افراطی» را در مقابله با طرحوارههایش اتخاذ میکند.