کارکرد معنایی انواع «مسند» در تنوّع‌پذیری «صدای پایة» کلایمن در نامة پنجاه و سوّمِ نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی‌سینا، ایران، همدان.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی‌سینا، ایران، همدان.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی‌سینا، گروه زبان و ادبیات عربی، ایران، همدان.

doi
10.22034/iaall.2023.387523.2775
چکیده

            «صدای دستوری»، مشخصه­ای نحوی است که زیر گروه «لایة نحوی سبک»، دسته­بندی می‌شود و «کارکرد معنایی» آن، بازشناسی دیدگاه نویسنده از لابه­لای ساخت نحوی است. به بیان ساده، صدای دستوری، ارتباط فعل را در جمله­های فعلیه با دیگر شرکت­کنندگان در فرایند فعلی می­سنجد. مسند که جایگاه ویژه­ای در دستور زبان انگلیسی دارد، مبنای تقسیمات «صدای پایه» از منظر کلایمن قرار گرفته است. «صدای پایه» به عنوان یک صدای قدیمی، به مکان و فعّال بودن فعل و یا مسندِ جمله نظر دارد. مسندهای «کنترل» و «غیرکنترل» که در زمرة مسندهای «واژگانیِ» این دستور زبان قرار می­گیرند، به ترتیب، با استدلال هسته و یا با عمل مسند، شناخته شده و صدای پایه را دسته­بندی می­کنند. تنوّعی که در صدای پایة کلایمن، با دسته­بندی انواع مسند حاصل می­آید، نظریة او را از منظرِ «کارکرد معنایی انواع مسند» تبیین می­کند و نامة پنجاه و سوّم با داشتن افعال متنوّع و بسیار، بستری مناسب برای پژوهش حاضر، قرار گرفته است. این جستار با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و نیز به منظور بیانِ سطح انطباق، میان صدای پایه و مسندهای کنترل و غیرکنترل در نامة پنجاه و سوّم، محصول پیش­رو را ارائه می­نماید: 264 فعل از نامة پنجاه و سوّم نهج­البلاغه، صدای پایه را نمود می­دهند. از این تعداد، دستة صدای منحصراً فعّال، با 114 فعل که نقطة با اهمیّت را رخداد قرار داده­اند، بر تقسیم­­بندی انواع مسند از منظر کلایمن مطابق است.