نشانه معناشناختی نفی دوگانه «زن/ میهن» در اشعار محمود درویش براساس رویکرد نظام عاطفی گفتمان

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، کرمانشاه

2 استاد گروه فرانسه، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، ایران، تهران

3 دانشجوی مقطع دکتری، دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، کرمانشاه، ایران

4 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، کرمانشاه

doi
10.22034/iaall.2023.350297.2705
چکیده

محمود درویش یکی از شاعران معاصر ادب عربی است که سروده­هایش، بازتاب آمال و آلام سرزمین فلسطین است. «زن» و «میهن» از پر بسامدترین مفاهیمی هستند که در سروده­های وی نقش­آفرینی کرده­اند. این دو مفهوم در بسیاری از اشعار درویش، به هم پیوند خورده­ و ترکیبی دوگانه­ تشکیل داده­اند. این جستار می­کوشد تا دوگانه «زن/میهن» را بر اساس نظام عاطفی گفتمان به شیوه­ای توصیفی – تحلیلی، در برخی اشعار وی بررسی کند و به این پرسش پاسخ دهد که: در سروده­هایی از محمود درویش که «زن/میهن» محور اصلی مضمون است، چگونه خلق و طغیان معنا را می‌توان بر اساس نظام عاطفی گفتمان تبیین نمود؟ نظام عاطفی گفتمان، یکی از گونه‌های گفتمانی در نشانه معناشناسی است که به رابطه میان مجموعه نشانه­های صورت (دال­ها) و محتوا (مدلول­ها) توجّه می­کند. زیرا در بستر همین روابط دالی و مدلولی است که حضور ادراکی شوش­گران اتّفاق افتاده و آفرینش معنا ممکن می­گردد. نتایج نهایی این گفتار بیانگر آن است که نظام عاطفی گفتمان در این اشعار، مبتنی بر ساز و کاری ادراکی، جسمانه‌ای و تنشی است که عمدتاً شاعر، دو مفهوم «زن» و «میهن» را به عنوان دست­افزاری هنری برای انتقال معانی رنج و اندوه مردم فلسطین  به کار گرفته است تا به واسطه آنها، بتواند احساس مخاطب را نیز برای درک این معانی با خود همراه نماید و به عبارت بهتر، از طریق استعلای مفهوم زن به مفهوم وطن، به دنبال نفی این دوگانگی است.