تحلیل نماد دینی در شعر عبد الغنی نابلسی براساس نظریه منطق چندصدایی باختین

نویسندگان

1 فارغ التحصیل دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده علوم انسانی، ایران، مشهد

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه مازندران، دانشکده ادبیات فارسی وزبان های خارجی، ایران، مازندران

doi
10.22034/iaall.2023.331786.2677
چکیده

منطق گفتگویی از جمله نظریاتی است که در قرن بیستم توسط میخاییل باختین، فیلسوف روسی مطرح شد. وی در این نظریه، زبان را دارای ویژگی اجتماعی دانسته که گفتگومندی و چند صدایی از ویژگی­های برجسته آن به شمار می­آید. افزون بر این، میخاییل باختین بر این باور است که شعر از منطق گفتگویی بهره­ای ندارد؛ لیکن در پیوند با این موضوع، عبد الغنی نابلسی از سرایندگان عصر انحطاط است که توانست با بهره­گیری از این شیوه در سروده­هایش ضمن ایجاد وحدت میان خویش و دیگری، گفتگو مندی و چند صدایی را در اشعار خود زنده نماید. مقالة حاضر با هدف بازخوانی سروده­های عبد الغنی نابلسی درصدد آن است که میزان همخوانی این تئوری را با قصاید شاعر مدّنظر بررسی نماید. از این روی، جستار حاضر با رویکرد توصیفی – تحلیلی به گفتگو مندی و چند صدایی در سروده­های عبد الغنی نابلسی پرداخته است. رهیافت پژوهش نشان می­دهد که عبد الغنی نابلسی با بهره­گیری از شگرد­های گوناگون بسان گفتگوی تك صدا، گفتگوی دو جانبه، فلاش بک، چند صدایی و بینامتنیت توانسته اثری چند صدا و گفتگو محور بیافریند که برخاسته از باورها و جهان بینی گونه­گون سراینده است.