نویافته هایی در باب ارکان استعاره و تاثیر آن در تصویرگری و ترجمه‌ی آیات قرآن (مطالعه‌ی موردی: استعاره در اسم فاعل)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه یزد، ایران، یزد

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه یزد، ایران، یزد

3 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه میبد، ایران، میبد

doi
10.22034/iaall.2023.391955.2785
چکیده

استعاره­های قرآنی همیشه در «اسم جامد یا فعل» شکل نمی­گیرند، بلکه گاهی مشاهده می­شود که شبه­فعل «اسم فاعل» بستر مناسبی برای رخداد این پدیده­ی زبانی در نظر گرفته ­شده­است. بسیاری از دانشمندان بلاغت و قرآن­پژوهان، این نوع از استعاره را از لحاظ طرفین در زمره­ی استعاره­های مفرد به­شمار آورده و در مورد جامع آن نیز یا سکوت­کرده یا حکم به مفرد­بودن آن داده­اند. اما به­نظر می­رسد ارکان این نوع از استعاره به شکل دیگری در آیات قرآن نمود یافته باشد. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی آراء دانشمندان حوزه­ی بلاغت در خصوص تقسیم­بندی­های استعاره در اسم فاعل را بررسی نموده و با تکیه بر مبانی نظریه بافت درون­زبانی خوانشی انتقادی از ارکان استعاره در اسم فاعل ارائه دهد و تأثیر آن را بر تصویرگری و ترجمه­ی آیات نشان­دهد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که ظرفیت­های فعلیِ موجود در اسم فاعل در داد و ستد معنایی با واژگان همنشین از نگاه دانشمندان علوم قرآنی مغفول­مانده و همگی طرفین استعاره و نیز جامع در این­گونه از استعاره را مفرد در نظر گرفته­اند؛ در حالی­که به نظر می­رسد هر سه رکن استعاره­ی تبعیه در اسم فاعل، مرکب است و عدم توجه به چنین مسأله­ی مهمی در پاره­ای از موارد تصاویری ناقص از آیات قرآن ارائه داده یا اینکه منجر به ارائه ترجمه ای نارسا شده است.