استعارة «پویایی» و بنیادهای فرهنگی آن در دفتر شعری أغانی مهیار الدمشقی اثر أدونیس
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، قزوین
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، قزوین..
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، قزوین
4 استادیار گروه زبانشناسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، قزوین
doi
10.22034/iaall.2023.365993.2734چکیده
استعاره های مفهومی همواره به عنوان موضوعی مهم در معناشناسی شناختی مطرح بوده است؛ لیکاف و جانسون به عنوان دو نظریه پرداز اصلی این حوزه، برجنبة جسمانی و تجربة بدنی استعارههای مفهومی تأکید کردند. بعدها نظریهپردازانی-در رأس آنها- کووِچش علاوه بر جنبة جسمانی، بر نقش بافت و به ویژه بافت فرهنگی نیز در پردازش و فهم استعارههای مفهومی تأکید داشتند. ادونیس، شاعر و منتقد عرب زبان، در اشعار خود بر فکر و فرهنگ تمرکز دارد و دفتر شعریاش «أغانی مهیار الدمشقی» دارای بنیادها و زیرساختهای فکری و فرهنگی است که از فلسفه، تصوف و سوررئالیسم گرفته شده است. در این میان شباهت میان تجربة فرهنگی در ساخت و پرداخت استعارههای مفهومی و رابطة آن با بنیادهای فرهنگی در اندیشه و شعر أدونیس انگیزه اصلی انجام پژوهش حاضر است. نتایج پژوهش نشان میدهد که استعارة «پویایی، پیشرفت و نوآوری است» مهمترین حوزة مفهومیِ اندیشه و شعر ادونیس در مجموعة شعریِ «أغانی مهیار الدمشقی» است؛ بر این اساس که ادونیس برای مفهومسازیِ حوزة مقصدِ «پویایی» از مفاهیم متعدد و گاه متناقضی چون دویدن، جریان داشتن، متوقف شدن، سوختن و ... که در عالم معناییِ وی همگی در راستایِ مفهوم عینیِ «پیشرفت» میباشند، بهره جسته است.