ایمنی روان‌شناختی زنان و راهبردهای مدیریت آن: پژوهشی کیفی در زنان عضو هیئت علمی دانشگاه‌های ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت رفتاری، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 نویسنده مسئول: استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

3 استاد، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

4 استاد گروه مدیریت دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
چکیده

ایمنی ­روان‌شناختی ناشی از ادراک از میزان ریسک و تهدیدات محیطی بوده و بیانگر احساسی است که فرد در یک محیط بتواند بی‌دغدغه اظهارنظر کند و از سرزنش شدن هراسی نداشته باشد. هدف از این مطالعه، ارائه مدل ایمنی روان‌شناختی زنان با تمرکز بر علل و پیامدها در دانشگاه­های برتر شمال شرق کشور با استفاده از رویکرد تفسیری و روش کیفی می­باشد. استراتژی این تحقیق، داده­بنیاد مبتنی بر طرح نظام‌مند استراوس و کوربین است. مشارکت­کنندگان، زنان هیئت علمی در دانشگاه­های برتر شمال شرق کشور هستند و با 12 تن از زنان هیئت علمی که پدیده ایمنی روان‌شناختی در محیط را تجربه کرده و از نظر سابقه ­خدمت، حداقل 10 سال سابقه­کار داشتند، مصاحبه­های عمیقی صورت گرفت و تا زمان اشباع داده­ها ادامه یافت. نتایج حاصل از تحلیل داده­های کیفی، سبب شناسایی 219 کد آزاد، 73 مقوله و 30 مضمون شد. در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان مضمون­ها برقرار شد و در ادامه، کدگذاری انتخابی نیز صورت گرفت. در این پژوهش، یافته­ها نشان داد که پدیده­محوری متشکل از امنیت گفتاری، امنیت رفتاری، امنیت احساسی و امنیت ادراکی است. شرایط علّی شامل ساختارهای بروکراتیک، ساختارهای مردانه، ساختارهای تبعیض­آمیز، جو سازمانی منفی، عوامل شخصیتی- نگرشی، سبک رهبری غیرحمایتی، ارتباطات غیراثربخش و عدم تعادل کار- زندگی می­باشد. همچنین راهبردها متشکل از راهبرد فعال (مشارکتی)، راهبرد توانمندسازی، راهبرد دفاعی، راهبرد شناختی و راهبرد فرهنگی است. پیامدها نیز شامل دلبستگی به شغل و سازمان، یادگیری سازمانی، رشد عملکرد فردی­ و­ شغلی، تحکیم سرمایه اجتماعی، اعتماد سازمانی، عدالت سازمانی و بهزیستی روان‌شناختی می­باشد. بسترها در این مطالعه شامل بسترهای آموزشی، قانونی و فرهنگی بود و شرایط مداخله­گر متشکل از هویت برند سازمان، ویژگی­های جمعیت­شناختی و عوامل اقتصادی است. این الگو به دانشگاه­ها و سایر سازمان­ها کمک می‌کند تا راه­های دستیابی به ایمنی روان‌شناختی در کارکنان را بشناسند و شرایط ایجاد آن را فراهم آورند. پیامدهای به دست آمده نیز مدیران را ترغیب می­نماید تا برای تحقق توسعه ایمنی روان‌شناختی در سازمان تلاش کنند.