بررسی تأثیر قابلیت های مدیریت دانش، یادگیری سازمانی و نوآوری در اجرای موفقیت آمیز کسبوکارهای الکترونیک
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران
2 دانشجوی دکتری مدیریت بازاریابی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد واحد تربت، تربت حیدریه، ایران
3 مربی، گروه حسابداری، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران
doi
10.47176/smok.2019.1055چکیده
منظور از مدیریت دانش، شناسایی و حفظ تمام سرمایههای اجتماعی و فکری به منظور دستیابی به اهداف کسبوکار است. سازمان بهمنظور ایجاد و حفظ دانش مربوط به کسبوکار به زیرساخت های مدیریت دانش مناسب نیازمند است تا روابط با مشتریان را به کمک آن بهبود بخشیده و با شرکای کسبوکار همکاری مؤثری داشته باشد. این پژوهش در پی ارائه الگویی به منظور بررسی تأثیر قابلیت های سازمانی بر اجرای موفقیتآمیز کسبوکار الکترونیکی است. با بررسی ادبیات و مبانی نظری الگوی مفهومی پژوهش طراحی شد. براساس الگوی قابلیت های سازمانی نظیر مدیریت دانش (شامل ابعاد اکتساب دانش، تسهیم دانش و به کارگیری دانش)، فرایندهای نوآوری (شامل ابعاد سازگاری، پیچیدگی درونی و یادگیری) و همچنین مؤلفه یادگیری سازمانی (شامل ابعاد فراهم بودن یا در دسترس بودن آموزش، تخصص فنی و سطح دانش) به عنوان پیشایندهای اجرای موفقیت آمیز کسب وکارهای الکترونیکی در نظر گرفته شد. پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس چگونگی گردآوری داده های مورد نیاز، توصیفی از نوع پژوهش های همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مدیران ارشد (مدیریت کل، بازاریابی و فروش و فناوری اطلاعات) صد شرکت برتر ایران بود. حجم جامعه آماری 400 نفر بود. به منظور بررسی روابط بین اجزای الگو، دادههای مورد استفاده در پژوهش از 194 نفر از مدیران صد شرکت برتر در ایران جمعآوری شده است. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و روایی آن با استفاده از روایی همگرا و واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل ها با استفاده از آزمون معادلات ساختاری در نرم افزار وارپ پی ال اس انجام شد. نتایج نشان میدهد مهمترین عامل بین عوامل مورد بحث در این پژوهش توجه مدیران در اجرای موفقیتآمیز کسبوکارهای الکترونیک به ترتیب ویژگی های نوآوری و پس از آن مدیریت دانش و در نهایت یادگیری است. بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد میشود تا مدیران به فرایندهای نوآوری (سازگاری، پیچیدگی درونی و یادگیری) در شرکت های خود توجه کنند و همچنین بهمنظور پیادهسازی فرایند مدیریت دانش (اکتساب، تسهیم و به کارگیری دانش) تلاش لازم بشود. از بین ابعاد یادگیری مؤلفه در دسترس بودن آموزش و تخصص فنی مورد تأیید قرار نگرفت و تنها مؤلفه سطح دانش مورد تأیید قرار گرفت. از اینرو مدیران باید در ایجاد آموزش برای شرکت های خود تلاش لازم را انجام دهند. در بخش پیشنهادات به مدیران صد شرکت برتر پیشنهاد میشود تا حداکثر تلاش را در جهت ایجاد بستر نوآوری در سازمان، رفع موانع نوآوری و همافزایی در نوآوری بین بخشی و کلی داشته باشند. از دیگر سو در بخش مدیریت دانش از مکانیزم های انگیزشی برای تسهیم دانش استفاده شود و با طراحی مناسب سیستماتیک فرایند اکتساب دانش را بهبود دهند و تلاش کنند تا دانش کاربردی در سازمان مورد استفاده قرار گیرد. در زمینه آموزش باید بسترهای لازم برای ایجاد تخصص در سازمان فراهم شود و آموزش برای همگان در دسترس باشد تا بر این اساس سطح دانش سازمانی شرکت ها توسعه یابد.