مقایسه اثربخشی درمان ودیعه‌های انسانی و درمان عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری بر افسردگی زنان مطلقه شهر شهرکرد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی و مشاوره، دانشکده علوم انسانی، هرمزگان، بندرعباس، ایران

2 نویسنده مسئول: دانشیار، گروه روانشناسی و مشاوره، علوم انسانی، هرمزگان، بندرعباس، ایران

3 دانشیار، گروه روانشناسی و مشاوره، علوم انسانی، هرمزگان، بندرعباس، ایران

4 استادیار، گروه روانشناسی و مشاوره، علوم انسانی، هرمزگان، بندرعباس، ایران

doi
چکیده

طلاق عامل فروپاشی اساسی­ترین بخش جامعه است و با ایجاد تنش زیاد سبب بروز اختلالات روانی همچون افسردگی می­شود. هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان ودیعه­های انسانی (HGT) و درمان عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری (REBT) بر افسردگی زنان مطلقه شهرکرد بود. روش پژوهش نیمه­تجربی از نوع پیش­آزمون ـ پس­آزمون با گروه کنترل به‌همراه آزمون پیگیری بوده است. جامعه آماری پژوهش تمام زنان مطلقه شهرکرد بود. نمونه مورد نظر، 45 نفر از زنان مطلقه بودند که به شیوه نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند و در گروه­های آزمایش و گواه قرار گرفتند. درمانهای HGT و REBT طی هفت جلسه هفتگی انجام شد. برای جمع‌آوری داده­ها از پرسشنامه افسردگی بک استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس مکرر نشان داد که بین میانگین نمره­های گروه­های آزمایش و کنترل در میزان افسردگی تفاوت معنی­داری وجود دارد (69/40=F، 001/0p <). در ادامه نتایج درون گروهی (10/95=F ,001/.p <) و تعامل عامل و گروه (65/32=F ,001/0p <) نیز از لحاظ آماری معنی­دار شد. نتایج آزمون شفه نیز نشان داد که از بین دو درمان REBT و HG، درمان  عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری از کارآیی بیشتری برخوردار بود. از مجموعه یافته­های این مطالعه، چنین برمی­آید که درمان HGT از طریق تمرکز بر تغییر قالبهای ذهنی و تأکید بر منابع ذاتی و درمان REBT از طریق تمرکز بر جایگزینی افکار سازنده به جای افکار زیانبار توانست افسردگی زنان مطلقه را کاهش دهد.